تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
3 - و امّا احتمال ديگر اينكه حضرات مشهور تاريخ استحقاق عقاب را جلو انداخته بگويند استحقاق عقاب مربوط به همان زمانى است كه ترك تحصيل علم كرده است . حاصل و نتيجهء بحث در احتمالات اين دو گروه چيست ؟ اين است كه : اگر مراد حضرات مشهور احتمال سوم در نظر آنها باشد ، با احتمال سوم در نظر صاحب مدارك و پيروان او يكى است . يعنى : 1 - صاحب مداركى كه مىگويد : العقاب على ترك التّعلم ، مرادش مخالفت با واقع است در همان زمان ترك تعلّم و يا به تعبير ديگر تحصيل علم . 2 - مشهور هم كه مىگويند : العقاب على مخالفت الواقع ، مرادشان مخالفت با واقع است در همان زمان ترك تعلّم . و لذا : بين هر دو گروه توافق حاصل شده مىشود . اگرچه تعبيرات متفاوت است . جناب شيخ كدام‌يك از سه احتمالى كه در كلام مشهور داده شد ، رجحان دارد ؟ همان احتمال اوّل كه گفته شد ، عقاب به خاطر مخالفت با واقع است ، چرا كه نهى شرعى ، حين المخالفة متوجّه اين جاهل مقصّر است . چرا ؟ زيرا حضرات مشهور مىگويند : الصلاة فى الدار المغصوبة باطل و ان لم يعلم حرمة الغصب . به عبارت ديگر : فردى در حين نماز نمىداند كه غصب حرام است ، چرا كه نرفته است ، احكام الهى را ياد بگيرد ، و لذا آمده است و در دار غصبى نماز مىخواند ، حضرات مشهور هم نماز چنين كسى را باطل مىدانند . به چه دليل ؟ به دليل اجتماع امر و نهى ، يعنى : امر و نهى در عبادت او جمع شده است و عبادتى كه امروز نهى در آن جمع شود ، باطل است . جناب شيخ ما هم قبول داريم كه به او امر شده است كه نماز بخواند ، نهىاش را از كجا آورده‌اند ؟ بر او بار كردند ، او كه نمىداند نهىاى وجود دارد ؟ بله ، او حين الصلاة ، نهى از صلاة در زمين و يا دار غصبى داشته و يا دارد و لكن در اينكه نمىدانسته و يا نمىداند ، مقصّر است ، چرا كه پس از مكلّف شدن وظيفه داشت و يا دارد كه احكام الهى را ياد بگيرد . و لكن نرفت . و لذا : امر معلوم با نهى مجهول در هنگام عمل جمع گرديد و يا مىگردد و عمل او را باطل مىكند و اين شاهدى است بر اينكه جاهل مقصّر به هنگام عبادت مستحقّ عقاب مىشود .