جناب شيخ اگر كسى بگويد كه باطل بودن عبادت چنين فردى به خاطر اجتماع امر و نهى در عبادت او نيست ، بلكه به خاطر مبغوض بودن عملش مىباشد چه ؟
به عبارت ديگر اگر بگويد : عمل اين شخص با مبغوض بودن در يك جا جمع شده است چرا كه تصرّف در ملك غير قبح ذاتى دارد و لو او نداند ، نه اينكه با منهى عنه بودن جمع شده باشد ، چرا كه او غافل است و نهى متوجّه غافل نمىشود ، چه پاسخ مىدهند ؟
مىگويند : خير ، باطل بودن نماز اين فرد ، به جهت اجتماع امر و نهى است و نه به خاطر اجتماع امر و مبغوضيت .
چرا ؟ زيرا اين حضرات ، صلاة من توسّط فى ارض المغصوبة را صحيح مىدانند ؟
چطور ؟ فى المثل : شما به مقدار يك ساعت براى خواندن نماز عصرتان تا غروب وقت داريد ، دلتان مىخواهد كه در صحرا و دشت به گردش بپردازيد ، مىرويد تا به جايى مىرسيد كه خودتان هم مىدانيد كه آن محلّ و يا زمينهاى آن محلّ غصبى است و نماز خواندن در آنها حرام است ، لكن وقت بسيار تنگ شده درحالىكه شما در وسط اين زمينها قرار داريد ، فرصت براى خروج نداريد . در اينجا شما وظيفه داريد كه نمازتان را و لو ماشيا بخوانيد ، كه اين را مىگويند ( صلاة من توسّط فى الارض المغصوبة ) .
خلاصه اينكه : حضرات مشهور نماز مزبور را صحيح مىدانند با اينكه در اينجا امر با مبغوضيت اجتماع كرده است .
به عبارت ديگر : شما درحالىكه در وسط زمين غصبى قرار گرفتهاند ، قصد بر خروج داريد و لكن به دليل تنگى وقت ، قدرت بر خروج نداريد ، و لذا نهى نداريد و لكن مبغوضيت داريد ، كه اين اجتماع امر بر صلاة و مبغوضيّت عمل در زمين غصبى است و لكن نظر حضرات مشهور اين است كه : نماز شما صحيح است .
بنابراين :
1 - اگر حضرات مشهور صلاة در دار غصبى را در حق آدم جاهل ، باطل مىدانند به خاطر اجتماع امر و نهى است و نه به خاطر اجتماع امر و مبغوضيت و گرنه بايد نماز من توسط را نيز باطل مىدانستند و حال آنكه باطل ندانسته بلكه صحيح مىدانند .
2 - از اين گذشته صلاة من توسّط نه نهى دارد و نه مبغوضيت ، بلكه ترخيص دارد .
يعنى : شارع فرموده : نماز بخوان و برو بيرون ، كه اين برو بيرون ترخيص است و اين ترخيص ، دفع افسد به فاسد است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٨