تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بله ، چنين كسى مستحق عقاب است . چرا ؟ زيرا هم مقتضى عقاب موجود است ، هم مانع از آن مفقود . مقتضى عقاب چيست ؟ همان خطاب واقعى اجتنب عن الحرام است كه شارع مقدّس فرموده و اگر اين آدم فحص مىكرد آن را مىيافت و لكن فحص نكرده و كارش به مخالفت با اين خطاب كشيده شد . پس مخالفت با اين خطاب ، مقتضى عقوبت است . چرا مانع از عقوبت اين آدم در اينجا مفقود است ؟ زيرا آنچه كه ما تصوّر مىكنيم كه مانع از عقاب باشد ، جهل و ندانستن است . لكن به نظر ما اين‌گونه جهل و نادانى نه شرعا مانع از عقوبت است و نه عقلا چرا ؟ زيرا : 1 - يك وقت ندانستن از روى قصور است ، بله چنين جهلى عذر است . 2 - يك وقت ندانستن عن تقصير است ، چرا كه در اثر فحص نكردن و از روى بىهمتى به دنبال تحقيق نرفته و جاهل مانده است و حال آنكه چنين امكانى را داشته است و لذا چنين جهلى ، نه عقلا عذر موجّه است و نه شرعا . فلذا : المقتضى للعقاب موجود و المانع عن العقاب مفقود . جناب شيخ پس « رفع ما لا يعلمون » و « الناس فى سعة ما لا يعلمون » و . . . در اينجا چه‌كاره‌اند ؟ بله حديث رفع ما لا يعلمون و . . . در رابطهء با كسانى است كه فحص كرده‌اند و لكن به ادله دست نيافته‌اند . امّا : در مقابل ( رفع ما لا يعلمون ) ، فرموده : قف عند الشبهة ، و اين ( قف عند الشبهة و . . . ) از آن كسانى است كه فحص نكرده‌اند و در مكلّف به ، دچار شك شده‌اند كه فى المثل ظهر واجب است با جمعه ؟ كه در اينجا بايد احتياط كند و لو بعد الفحص باشد . و لذا : هم مقتضى عقاب در حقّ فرد مزبور موجود است ، هم مانع از آن مفقود است . جناب شيخ مشهور گفتند كه جاهل مقصّر به خاطر مخالفتش با واقع است و لكن صاحب مدارك و محقق اردبيلى رحمه اللّه گفتند به خاطر ترك تعلّم است ، منظور اين دو بزرگوار چيست ؟ در سخن اين حضرات سه احتمال وجود دارد : 1 - اينكه تعلّم را واجب نفسى دانسته و در نتيجه تارك آن را معاقب مىدانند و لذا جاهل مقصّر به خاطر مخالفت با واقع عقاب نمىشود ، چرا كه مغفول عنه است و مغفول عنه عقاب ندارد . 2 - اينكه تعلّم واجب غيرى دانسته و لكن باز هم عقاب به خاطر ترك تعلّم است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 245 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى