الاقدام على الضّرر المحتمل ، كالاقدام على الضّرر المقطوع .
يعنى : متجرّى مثل معصيتكار است .
به عبارت ديگر : متجرّى مثل كسى است كه عن علم خودش را به هلاكت مىاندازد .
حكم كسى كه عن علم خودش را به ضرر مىاندازد ، عقوبت و مجازات است .
پس : متجرّى نيز حكمش عقوبت است .
جناب شيخ نظر شما راجع به مقتضى مزبور چيست ؟
چنان كه قبلا نيز گفته شد مطلب فوق هم به لحاظ صغروى و هم به لحاظ كبروى قابل مناقشه است :
امّا به لحاظ صغروى قابل اشكال است :
چونكه اقدام به هر ضرر محتملى مثل اقدام به ضرر مقطوع نيست ، فى المثل :
اگر كسى دست به تجارت بزند آيا احتمال ضرر كه ضرر دنيوى است در آن نمىرود ؟
قطعا خواهيد گفت : چرا احتمال ضرر در اثر بروز حوادث داده مىشود ، از شما مىپرسيم كه آيا چنين ضررى عقلا و شرعا ممنوع است ؟
خواهيد گفت خير ، اگر مردم در امور كسب و تجارت و كار بخواهند به دليل احتمال خطر اقدام به كار نكنند ، شيرازهء جامعه از هم مىپاشد و زندگى از حركت مىايستد .
مىگوييم : پس بايد قبول كنيد كه اقدام به ضرر دنيوى مثل اقدام به ضرر مقطوع نيست .
جناب شيخ اقدام به ضرر محتمل اخروى چه ؟
بله ، اقدام به ضرر محتمل اخروى ، مثل اقدام بر ضرر قطعى است .
جناب شيخ پس انما الكلام در اينجا چيست ؟
در اين است كه : درست است كه فرد مذكور اقدام بر ضرر محتمل كرده است و لكن خوشبختانه عملش مخالف با واقع درنيامده است و او را دچار ضرر نكرده است ، هرچند متجرّى است . لكن قبح تجرّى به عقيدهء ما قبح فاعلى است كه فاقد عقاب است و لذا :
ضرر اخروى محتمل ، يا مظنون و يا مقطوع ، عقاب ندارد بلكه فقط مذمّت دنيوى دارد .
پس : مقتضى شما نيز به لحاظ صغروى و كبروى محلّ بحث بوده و موجب عقاب نمىشود .
جناب شيخ اگر مكلّف مزبور بدون فحص ، برائت جارى كرد و مرتكب شرب تتن شد و يا دعاء عند الهلال را نخواند ، و لكن در يوم الحساب معلوم شود كه هم شرب تتن حرام است و هم دعاء عند الهلال واجب و عملش مخالف با واقع درآيد چه ، آيا چنين كسى مستحقّ عقوبت است يا نه ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٤