تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
اگر عملش مطابق با واقع درآيد مخالفت با واقع نكرده ، و مسئوليتى ندارد ، فى المثل : شك مىكند كه شرب تتن حلال است يا حرام ؟ مىگويد ان‌شاءالله كه حلال است و مرتكب مىشود سپس در يوم الحساب مشخّص مىشود كه مثلا شرب تتن حلال است و ارتكاب او مطابق با واقع بوده ، و لذا مسئوليتى نداشته و عقاب ندارد . و اگر اجراى برائتش مخالف با واقع درآمده مثلا مشخّص شد كه شرب تتن حرام بوده است و يا دعاء عند الهلال واجب بوده است ، مستحقّ عقاب است و مجازات مىشود ، منتهى اين عقوبت ندارد ؟ به خاطر مخالفت با واقع است و نه براى ترك تعلّم . جناب شيخ چرا در قسمت اوّل كه برائت جارى مىكند و عملش مطابق با واقع درمىآيد عقوبت ندارد ؟ به خاطر اينكه مقتضى عقوبت وجود ندارد ، يعنى هرچه شما فكر كنيد علّتى براى معاقب بودن چنين كسى وجود ندارد . پس دليل كسانى كه فرد مزبور را معاقب مىدانند چيست ؟ لحاظ دو مقتضى براى عقاب اوست : 1 - برخى گفته‌اند فحص نكرده و به تعبير ديگر ترك تعلّم نموده است ، گرچه مخالفت با واقع نكرده است ، و لذا بايد عقاب شود . پس ترك تعلّم مقتضى براى عقاب است . جناب شيخ نظر شما در رابطه با مقتضى مزبور چيست ؟ از آنجا كه تعلّم واجب نفسى نيست ، ترك آن موجب عقاب نيست ، بلكه واجب غيرى است . واجب غيرى ارشاد و استرشاد ، يعنى مقدّمه است براى اينكه مكلفين مخالفت حكم خدا نكنند . مكلّف مورد نظر بدون تحصيل علم ، عمل كرده است و لكن مخالفت با واقع ننموده است . پس : مقتضى مذكور بىاثر است . 2 - برخى هم مقتضى ديگرى براى مجازات چنين مكلّفى را لحاظ كرده‌اند و آن تجرّى است يعنى : مكلّفى كه بدون فحص اقدام به اجراى برائت كرده ، گرچه به دليل عدم مخالفتش با واقع معصيت نكرده است و لكن متجرّى است ، چون‌كه جرئت بر مولى داشته و سوء سريره داشته ، و لذا معاقب است . به عبارت ديگر :