اگر عملش مطابق با واقع درآيد مخالفت با واقع نكرده ، و مسئوليتى ندارد ،
فى المثل : شك مىكند كه شرب تتن حلال است يا حرام ؟ مىگويد انشاءالله كه حلال است و مرتكب مىشود سپس در يوم الحساب مشخّص مىشود كه مثلا شرب تتن حلال است و ارتكاب او مطابق با واقع بوده ، و لذا مسئوليتى نداشته و عقاب ندارد .
و اگر اجراى برائتش مخالف با واقع درآمده مثلا مشخّص شد كه شرب تتن حرام بوده است و يا دعاء عند الهلال واجب بوده است ، مستحقّ عقاب است و مجازات مىشود ، منتهى اين عقوبت ندارد ؟
به خاطر مخالفت با واقع است و نه براى ترك تعلّم .
جناب شيخ چرا در قسمت اوّل كه برائت جارى مىكند و عملش مطابق با واقع درمىآيد عقوبت ندارد ؟
به خاطر اينكه مقتضى عقوبت وجود ندارد ، يعنى هرچه شما فكر كنيد علّتى براى معاقب بودن چنين كسى وجود ندارد .
پس دليل كسانى كه فرد مزبور را معاقب مىدانند چيست ؟
لحاظ دو مقتضى براى عقاب اوست :
1 - برخى گفتهاند فحص نكرده و به تعبير ديگر ترك تعلّم نموده است ، گرچه مخالفت با واقع نكرده است ، و لذا بايد عقاب شود . پس ترك تعلّم مقتضى براى عقاب است .
جناب شيخ نظر شما در رابطه با مقتضى مزبور چيست ؟
از آنجا كه تعلّم واجب نفسى نيست ، ترك آن موجب عقاب نيست ، بلكه واجب غيرى است .
واجب غيرى ارشاد و استرشاد ، يعنى مقدّمه است براى اينكه مكلفين مخالفت حكم خدا نكنند .
مكلّف مورد نظر بدون تحصيل علم ، عمل كرده است و لكن مخالفت با واقع ننموده است .
پس : مقتضى مذكور بىاثر است .
2 - برخى هم مقتضى ديگرى براى مجازات چنين مكلّفى را لحاظ كردهاند و آن تجرّى است يعنى :
مكلّفى كه بدون فحص اقدام به اجراى برائت كرده ، گرچه به دليل عدم مخالفتش با واقع معصيت نكرده است و لكن متجرّى است ، چونكه جرئت بر مولى داشته و سوء سريره داشته ، و لذا معاقب است .
به عبارت ديگر :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٣