تشريح المسائل
حاصل مطلب در « و قد يفصل فيها . . . » چيست ؟
بيان تفصيلى است كه صاحب فصول در اين مقام قائل شده است ، مبنى بر اينكه :
گاهى تاريخ حدوث يكى از كريت و ملاقات كاملا معلوم و معين است و لكن ديگرى مجهول است .
فى المثل :
1 - يك وقت مىدانيم كه اين آبى كه در اختيار داريم ، در روز جمعه به حدّ كرّ رسيده است .
و لكن نمىدانيم كه آيا تا آن زمان ملاقات حاصل شده بود يا نه ؟
در اينجا مىگوييم : الاصل ، عدم تقدّم الملاقاة على الكرّية ، يعنى اصل اين است كه :
آن موقعى كه كريت وجود يافت ، ملاقاتى نبود ، در نتيجه اين آب پاك است .
چرا كه ملاقات بعد از كريت مؤثر نيست و موجب انفعال نمىشود .
2 - يك وقت هم تاريخ ملاقات اين آب در روز پنجشنبه با نجس ملاقات كرد و لكن نمىدانيم كه تا آن روز كرّ شده بود يا نه ؟
در اينجا مىگوييم : الاصل ، عدم تقدّم الكرية على الكرية ، يعنى اصل اين است كه :
قبل از ملاقات اين آب با نجس ، كرّيتى وجود نداشته است ، در نتيجه اين آب نجس است . چرا كه ملاقات قبل از كريت مؤثر است .
پس مراد از « و قد يجهل التاريخان بالكلية . . . » چيست ؟
اين است كه : گاهى هم كريت آبى كه در اختيار ماست مجهول است و هم ملاقات آن با نجس .
در اينجا چه بايد كرد ؟
صاحب فصول مىفرمايد اگر تاريخ كريت و ملاقات هر دو مجهول باشد ، بايد دو اصل جارى نمود :
1 - الاصل عدم تقدّم الكرية على الملاقاة .
2 - الاصل عدم تقدّم الملاقاة على الكرية .
به عبارت ديگر : اصل عدم تقدّم هريك نسبت به ديگرى قابل جريان است ، چنان كه اصل تأخّر هريك به معناى حدوث آن در زمان حدوث ديگرى قابل جريان است .