تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
زيرا اصالت عدم بلوغ اين آبى كه با نجس ملاقات كرده ، به كرّيت ، موجب حكم به قلّت آن است كه انفعال ( و متنجّس شدن ) منوط به آن است ( يعنى مقتضى كه همان ملاقات است موجود است ، با اجراى اين اصل نيز مانع را كه كريت بود برداشتيم ، موضوع حكم به تنجّس تكميل شد ) . 2 - و يا به دليل تلازم ميان اين نفى است به سبب اجراى اصل با ثبوت يك حكم تكليفى ديگر ، ( اعم از اين ملازمه ) : عقلى باشد ( مثل نفى احد الضّدّين لا ثالث لهما لاثبات ضد آخر ) . يا شرعى باشد ( مثل واجب نبودن ظهر كه مستلزم واجب بودن جمعه است و بالعكس ) . يا عادى باشد ( مثل عدم تقدم احد حادثين ، كه مستلزم تقدم حادث ديگر است ) . و لو در اين قضيه شخصيه باشد ( كه ميان عدم تنجّس احد الإناءين با تنجّس ديگرى به بركت علم اجمالى ملازمه وجود دارد و مخصوص همين مورد است و كليت ندارد .

تشريح المسائل

موضوع بحث در اين تذنيب چيست ؟ بيان سه شرطى است كه جناب فاضل تونى ، علاوه بر شرط شيخ ، در اجراء اصل برائت مطرح نموده است كه جناب شيخ اعظم آنها را تحت عنوان تذنيب نقل و نقد كرده است . قبل از پرداختن به شرح شروط مزبور بفرمائيد فلسفه اصل برائت چيست و در چه مواردى جارى مىشود ؟ فلسفه اصل برائت ، نفى كلفت و مشقت است و جهت ترخيص و توسعه در حق مكلف و او را در آزادى قرار دادن جعل و تشريع شده است ، و لذا : در مواردى به كار برده مىشود كه از تمام جهات براى مكلف توسعه آورده ، رفع مضيقه نمايد ، فى المثل وقتى كه نمىدانيم : 1 - آيا استعمال دخانيات در اسلام حرام است يا حلال ؟ 2 - آيا نظر به نامحرم بدون شهوت ، حلال است يا حرام ؟ 3 - آيا اقامه در نماز واجب است يا نه ؟ يا برائت از حرمت جارى مىشود و يا برائت از وجوب . مفهوم مطلب فوق چيست ؟ اين است كه : در مواردى كه اجراء اصل برائت از جهتى براى ما ايجاد توسعه كند و لكن از