ترجمه تذنيب مرحوم فاضل تونى ( صاحب وافيه ، علاوه بر شرط شيخ ) ، شروط ديگرى را در اجراى اصل برائت ذكر فرموده است :
شرط اوّل ( از اين شروط ) اين است كه :
اجراء اصل برائت ( و يا هر اصل عدمى ) موجب ثبوت يك حكم شرعى از جهت ديگرى نباشد ، مثل اينكه در مورد يكى از انائين مشتبهين ( و يا دو مايع خارجى ) گفته شود :
اصل اين است كه اجتناب از اين يكى اناء ( و يا مايع ) واجب نيست ، چرا كه ( اجراى برائت در يك طرف ) موجب حكم به وجوب اجتناب از اناء ( و يا مايع ) ديگر مىشود .
يا اصل اين است كه آبى كه با نجس ملاقات كرده به حدّ كر نرسيده است . ( پس نجس است ) .
يا اصل اين است كه تاريخ كرّيت مقدّم بر تاريخ ملاقات نيست ( در نتيجه ملاقات مقدم بر كريت است و اين آب منفعل يعنى متنجس شده است ) . چرا ؟
زيرا اجراء ( اين اصول ) ، موجب پرهيز از اناء و يا مايع ديگر و يا ملاقى و يا آن آب مىشود .
توضيح شيخ بر اين مطلب و مناقشه در كلام جناب فاضل
اينكه مىگوييم اجرا و عمل به اصل برائت ( و يا اصل عدمى ) ، موجب ثبوت حكم ديگرى است بر دو گونه است :
1 - يا به سبب اثبات اين اصلى كه بدان عمل مىشود جهت ساختن موضوعى كه حكم شرعى ديگر منوط به آن است ، مثل اينكه با اجراء اين اصل ، برائت شخصى كه داراى مقدارى از پول و مال است و براى رفتن او به حج كافى است ، از دين و بدهى اثبات شود .
پس : با ضميمه شدن اصالة البراءة ( و رهايى او از اين دين و بدهى ) مستطيع شده و در نتيجه حج بر او واجب مىشود . ( چرا ؟ )
زيرا ( اگرچه مقتضى كه مال است موجود است و لكن ) دين و بدهى مانع از استطاعت است كه ( اين مانع ) با اجراء اصل برائت برداشته مىشود ( و در نتيجه موضوع تكميل شده ) ، حكم مىشود به وجوب حجّ با آن مال .
و از جمله ( سه مثالى كه جناب فاضل ذكر نمود ) ، مثال دوم ايشان از اين قبيل است :