تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مقدّم بر ملاقات نبوده است ، نه تنها مفيد به حال ما نيست ، اسباب دردسر هم مىشود ، چرا كه ما نمىتوانيم از آن آب استفاده كنيم ، چون تمام آب نجس است و اجتناب از آن لازم . سپس : در اينجا نيز نبايد اصل عدم تقدّم كريت بر ملاقات اجرا كنيم ، چرا كه اصل عدمى اينكه مثبت تكليف باشد جارى نكرده‌ايم . حاصل و خلاصه كلام جناب فاضل در اين مسئله اين است كه : اصلى جارى بكن كه تو را به دردسر نيندازد ، و فى المثل در همين مثال اخير بگو : الاصل عدم مقدّمة الملاقاة على الكرية ، يعنى ملاقات قبل از كريت نبوده است . كه در نتيجه آب پاك خواهد بود و قابل استفاده . حاصل مطلب در « اقول : توضيح الكلام فى هذا المقام . . . » چيست ؟ اظهارنظر حضرت شيخ است راجع به سخنان مرحوم فاضل مبنى بر اينكه : اين شرط فى الجملة قابل قبول است ، و لكن كليت نداشته و بالجمله مقبول نيست . چرا ؟ زيرا : اجراء اصل برائت و يا اصل عدمى كه موجب ثبوت حكم و تكليف ديگر مىشود ، بر دو گونه است : 1 - گاهى از يك طرف اصل برائت و يا اصل عدم جارى مىشود ، و از طرف ديگر تكليفى برعهده مكلّف مىآيد ، اين از باب موضوع‌سازى است ، از باب سبب و مسبّب است ، از باب رفع مانع است ، و لذا اجراى آن بلامانع است و اشكالى ندارد . به عبارت ديگر : شما برائت جارى مىكنيد تا با اجراى آن ، سبب درست بشود براى حكم ديگرى و يا موضوع درست بشود براى يك حكم ديگرى و يا رفع مانع بشود در اثبات يك حكم ديگرى و اين بلامانع است چرا كه نه اصل مثبت است و نه عيبى دارد . چرا ؟ زيرا آن دليلى كه اصل برائت را حجّت كرده است چه عقلى باشد و چه نقلى ، مطلقا حجّت كرده است ، بدين معنا كه : اجراى اصل برائت چه تنها نفى تكليف بكند ، چه علاوه بر نفى تكليف ، موضوع‌ساز براى حكم ديگرى باشد ، اصل مثبت نبوده و بلا اشكال است . جناب شيخ جريان اصل برائت چگونه موضوع‌ساز حكم ديگرى مىشود با ذكر مثال توضيح دهيد ؟ فى المثل : شما مقدارى پول و مال داريد كه براى حج كردن كفايت مىكند ، لكن نمىدانيد كه بدهى هم داريد يا نه ؟