تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
گفت : سئل ابو الحسن : هل يسع النّاس ترك المسألة عمّا يحتاجون اليه ؟ فقال : لا » . « 1 » يعنى : از امام رضا عليه السّلام سؤال شد كه آيا مردم مىتوانند از پرسيدن آنچه كه به آن محتاج‌اند خوددارى كنند ؟ امام عليه السّلام فرمودند : خير . در كافى با نقل صحيح روايت شده است كه : قال أبو عبد اللّه عليه السّلام لحمران بن اعين فى شىء سأله : انّما يهلك النّاس لأنّهم لا يسألون . « 2 » يعنى : حمران بن اعين در مورد چيزى از امام صادق عليه السّلام پرسيد ، امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند : مردم فقط به جهت آنكه نمىپرسند ، نابود مىشوند . سپس مىفرمايد : روايات ديگرى كه بر ادلّه برائت تقدّم و حكومت دارند : 1 - مثل : روايت غسل مجدور . « 3 » 2 - و مثل روايت طولانى كردن نشستن در مستراح . « 4 » 3 - و مثل آن چيزى كه در تفسير آيهء :
فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ،
وارد شده است . « 5 » معلوم است كه روايات مزبور ، بر اطلاق ادلّه برائت ( برفرض كه اطلاق داشته باشند ) ، حكومت دارند . چرا ؟ زيرا روايات برائت با اطلاق خود ، دلالت بر رفع چيزى دارند كه نمىداند ، اگرچه پيش از فحص باشد ؛ درحالىكه اين روايات بر وجوب كسب فقاهت و فراگيرى و تفحّص دلالت دارند . بنابراين : اين روايات ، متعرّض ، موضوع ادلّه برائت هستند و به وسيلهء حكومت ، بر آن‌ها مقدّم مىشوند . « 6 » حضرت امام خمينى در پاسخ به اين اشكال كه گفته مىشود : 1 - اين روايات براى مقيد كردن مطلقات اصل برائت صلاحيت ندارند ، چرا كه ظهور در ارشاد به حكم عقل دارند . بنابراين : روايات اصل برائت بر اين روايات ورود دارند و موضوع آنها را از بين مىبرند ، چنان كه بر حكم عقل نيز ورود دارند و موضوع حكم عقل را از بين مىبرند . 2 - ممكن است ادّعا شود ، دستور به فراگيرى و تفحص و كسب فقاهت ، اختصاص به صورتى
هامش
( 1 ) - همان ، ص 40 ، ح 2 . ( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 40 ، ح 2 . ( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 40 ، ح 1 . ( 4 ) - همان ، ص 331 ، ح 1 . ( 5 ) - كافى ، ج 3 ، ص 68 ، ح 4 . ( 6 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 331 ، ح 1 .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 200 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى