زيرا مأمور به انجام نگرفته و دليلى هم بر صحت و مجزى بودن عمل انجام شده وجود ندارد ؛ مگر در دو مورد كه اين دو مورد عبارتند از :
1 - انجام نماز تمام به جاى نماز قصر .
2 - بلند خواندن قرائت در جايى كه مىبايد آن را آهسته بخواند و بالعكس .
دليل عدم لزوم اعادهء نماز در دو مسئله مذكوره به نظر ايشان چيست ؟
روايات و فتواى فقهاى اماميّه « 1 » است كه بر صحت و كامل بودن نماز در هر دو مسئله دلالت مىكند . البته در صورت جهل به حكم شرعى ، اگرچه از روى تقصير باشد ؛ با اينكه به علت ترك مأمور به مستحقّ عقوبت و كيفر است . « 2 »
آيا به نظر امام خمينى پيش از تفحّص ، امكان اعمال برائت شرعى وجود دارد يا نه ؟
ايشان فرمودهاند : « 3 » « گفته مىشود كه مقتضاى اطلاق ادلّه برائت ، از قبيل : رفع . . . ما لا يعلمون و الناس في سعة ما لا يعلمون ، عدم وجوب تفحّص براى تحصيل و فراگيرى حكم شرعى مىباشد ؛ زيرا مقتضاى ادلّه اين است كه چيزى را كه نمىداند از او برداشته شده است ، نسبت به آن در توسعه خواهد بود ؛ چه قبل از تفحّص و چه بعد از آن » .
نظر خود ايشان راجع به مطلب فوق چيست ؟
در پاسخ به آن فرمودهاند : ممكن است گفته شود : ادلّه برائت از چيزهايى است كه امكان تمسّك به اطلاق آن قبل از تفحّص وجود ندارد . چرا ؟
زيرا حكم عقل بر وجوب لطف بر خداوند متعال در مبعوث كردن پيامبران و فروفرستادن كتب آسمانى ، تا مردم مثل چهارپايان و ديوانگان نباشند ، منحصرا براى بهره بردن از طريق احكام خداوند در دنيا و آخرت مىباشد و سزاوار عمل نمودن برطبق اين احكام ، براى وضعيت معيشت آنان در دنيا و آخرت آنان است ؛ و خداى تعالى به خاطر همين غرض و غايت ، رسولان خود را فرستاده و به آنان وحى نموده است .
حال : آيا به لحاظ عقلى جايز است كه يكى از احكام خداى تعالى ، رفع آن چيزى باشد كه نمىدانند ؟ يعنى : آيا براى قاطبهء مردم جايز است كه به سخن پيامبران و علما گوش فراندهند و فراگرفتن احكام خدا را رها نمايند و انگشت خود را در گوشهايشان قرار دهند و به جايى بروند تا
هامش
( 1 ) - تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 117 سطر 89 با رياض المسائل ، ج 1 ، ص 162 ، سطر 1 .
( 2 ) - انوار الهداية ، ج 2 ، ص 431 .
( 3 ) - تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 433 - 431 ؛ تنقيح الاصول ، ج 3 ، ص 638 - 631 .