تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اگر شرط ، شرط علمى باشد ، وقتى مجهول الحال خبرى مىآورد ، يقينا مىدانيم كه اين خبر بايد قبول بشود ، چرا كه وجوب تبين در صورتى است كه معلوم الفسق خبر را بياورد و حال آنكه مجهول الحال ، معلوم الفسق نيست ، و لذا تبين در آن واجب نيست . و اگر شرط ، شرط واقعى باشد ، وقتى مجهول الحال خبرى مىآورد ، شك مىكنيم كه آيا خبر او حجيت دارد يا نه ؟ و آيا تبين در آن لازم است يا نه ؟ در اينجا : اصل عدم وجوب تبين است ، و مىتوان برائت جارى كرد . به عبارت ديگر : وقتى شرط علمى باشد ، اگر نباشد ، مشروط نيز كه وجوب تبين است واجب نخواهد بود چنان كه لازم نيست اصل برائت جارى كنيم . وقتى شرط واقعى باشد اگر مجهول الحال خبرى آورد ، شك مىكنيم كه آيا در اينجا تبين لازم هست يا نه ؟ اصل برائت جارى مىكنيم . بنابراين : فرقى نمىكند كه شرط علمى باشد و يا واقعى ، تنها فرقى كه هست اين است كه : اگر شرط علمى باشد ، حتى نياز به اصل برائت هم نداريم ، و اگر شرط واقعى باشد ، يك برائت جارى مىكنيم . و لذا مطلب جناب قمى چندان اهميتى ندارد . حاصل مطلب در « ثمّ الذى يمكن ان يقال فى وجوب الفحص . . . » چيست ؟ عقيده و نظر شيخنا در اين مسئله يعنى شبهات موضوعيه وجوبيه است كه مىفرمايد : 1 - در برخى از موارد ، علم پيدا كردن به موضوع نيازمند فحص و تحقيق است به نحوى كه اگر مكلف فحص نكند در بسيارى از موارد ، مخالفت با واقع پيش مىآيد و او مرتكب حرام و يا تارك واجب واقعى مىشود . بله ، در چنين مواردى فحص لازم است ، منتهى پس از فحص اگر از دست‌يابى به دليل مأيوس شد ، به اجراى اصل برائت مىپردازد تا كه معذور باشد . مثلا : در مثال احضار علماء شهر ، يا ضيافت آنان و يا اكرام اطباء شهر ، امتثال امر و ضيافت و يا اكرام همهء آنها مطلوب مولى است حاصل نمىآيد ، مگر اينكه عبد اقدام به فحص كرده و به افرادى كه مىشناسد اكتفا نكند . در چنين موردى اگر عبد فحص نكند و در مخالفت واقع بيفتد ، عقلا مستحقّ ملامت است . 2 - لكن در برخى از موارد ، اين‌گونه نيست كه اگر فحص نكند كثيرا ما در مخالفت واقع قرار بگيرد و لذا در اين‌گونه موارد فحص لازم نيست . مثلا :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 189 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى