تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
امّا در مثال مورد بحث ما حتى پس از فحص هم نمىتوان برائت جارى نمود و چنان كه گفتيم بايد احتياط كرده به خبر مجهول الحال پرداخته آن را تبيين نماييم . اگر به صحت آن رسيديم قبولش كنيم و الّا آن را رد مىكنيم . در نتيجه معلوم مىشود كه اين مسئله مربوط به محلّ بحث ما نيست و حساب جداگانه‌اى دارد . جناب شيخ اين حساب جداگانه چيست ؟ اين است كه : پذيرش يك خبر بدون تبين ، مشروط به عدالت مخبر است ، و لذا اذ انتفى الشّرط ، انتفى المشروط . و لذا : اگر عدالت مخبر را احراز كردى مىتوانى بدون تبين خبرش را قبول كنى و الّا فلا . حق ندارى بدون تبين در خبر او ، آن را قبول نمايى . چه علم به فسقش داشته باشى و چه مجهول الحال باشد . فحص كرده باشى يا نه . حاصل مطلب اينكه : از آيهء :
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ . . .
مشخص مىشود كه قبول خبر ، بدون تبين مشروط به عدالت مخبر است و چنانچه اين شرط نباشد ، مشروط هم محقّق نخواهد شد . در نتيجه : فرقى بين الفاسق و بين مجهول الحال و بين قبل الفحص و بين بعد الفحص نمىباشد . پس در اينجا : وجوب فحص مربوط به اين نيست كه بگوييم ، چون شبهه ، موضوعيه وجوبيه است ، يجب الفحص ، خير ، مربوط به اين قسمت نيست . كلام محقق قمى چه بود ؟ اين بود كه به هنگام عنوان اين مسئله ، مطلبى را اضافه نموده فرمود : شرط وجوب تبين در خبر ، فاسق بودن مخبر است ، و مراد از فاسق هم ، فاسق واقعى است . به تعبير ديگر : شرط مزبور ، شرط واقعى است و نه شرط علمى ، و لذا اگر فرد مجهول الحالى براى شما خبرى آورد بايد تبين كنيد . جناب شيخ نظر شما در اين رابطه چيست ؟ مطلب مزبور ، مطلب نو و ذى قيمتى نيست ، چرا كه تفاوتى ميان شرط واقعى و شرط علمى بودن نيست ، تنها فرقى كه وجود دارد اين است كه :