اگر در موردى وضع مخبر به لحاظ فسق براى ما روشن است و مىدانيم كه فاسق است ، بايد در خبر او تحقيق كنيم .
و اگر وضع او براى ما نامشخص و مجهول الحال است ، هم بايد در حال خودش ، هم در صدق و كذب خبرش تفحص كنيم .
مراد از « الا ترى انّ قول القائل . . . » چيست ؟
استشهاد صاحب معالم است در تأييد مطلب فوق به بناء عقلاء كه مىگويند :
اگر مولايى به عبدش بگويد : اعط كلّ بالغ رشيد من هذه الجماعة درهما ، و عبد بداند كه مثلا پانصد نفر از اين جماعت واجد دو ويژگى رشد و بلوغ هستند و پانصد نفر هم فاقد اين دو ويژگى هستند و لكن سيصد نفر مثلا مجهول الحال هستند ، در مقام امتثال نمىتواند كه به همان افراد معلوم الحال قناعت كرده به هريك ، يك درهم بدهد . بلكه بناء عقلاء بر اين است كه افراد مشكوك الحال را نيز مورد بررسى قرار داده در رابطهء با آن به فحص بپردازد . حال :
اگر اين عبد چنين نكند ، عقلاء او را مستحق ملامت مىدانند .
نكته :
شبهه ، هم در آيهء نبأ ، هم در مثال فوق ، موضوعيّهء وجوبيّه است ، معذلك صاحب معالم قائل به وجوب فحص در آن شده است .
به عبارت ديگر مرحوم صاحب معالم مىفرمايد :
1 - تثبيت در رابطه با خبر فاسق واجب است ، و مراد از فاسق هم ، فاسق واقعى است و نه تنها فاسقى كه فسقش براى ما معلوم است .
2 - از آن جهت كه موضوع تبين فاسق واقعى است ، عبد نبايد تنها به فاسقى كه فسقش براى او معلوم است اكتفا كند .
بلكه بايد در رابطه با افراد مجهول الحال هم تفحّص كند ، و ببيند كه آيا فلانكس هم فاسق است يا نه ؟
به عبارت ديگر :
1 - اينكه شك مىكند كه آيا فلانكس عادل است يا فاسق ، مصداق شك و شبههاش موضوعيه است .
2 - موضوع تبين در آيهء شريفه فاسق فى الواقع است ، چه ما بدانيم يا نه ؟
پس : بايد فحص شود كه فلان مخبر مجهول الحال ، فاسق است يا نه ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨١