2 - و يا اينكه همه آنها را اكرام نمائى .
3 - و يا به هريك از آنان درهمى اعطاء نمايى ، مىتوان گفت كه بناء عقلاء در اينجا بر فحص و احتياط است .
يعنى : عبد نبايد تنها به افرادى كه عالم بودن و يا پزشك بودن آنها معلوم است اكتفا كند و نسبت به افراد مشكوك الحال برائت جارى كند . بلكه او وظيفه دارد كه در رابطه با افراد مجهول الحال تفحّص نمايد .
نظريه صاحب معالم در اين مسئله چيست ؟
مدّعى است كه تنها خبر عدل كه روايتشان امام عادل باشند ، حجّت است و در اثبات اين مدّعى به آيهء نبأ ، استدلال نموده است .
تمسّك ايشان به آيهء نبأ در مقام استدلال چگونه است ؟
مىفرمايد :
همانطور كه بايد در اطراف خبر شخص معلوم الفسق تبين نمود كه آيا صدق است و يا كذب و به صرف صدور خبر مىتوان آن را قبول كرد ، در رابطهء با خبر فرد مجهول الحال نيز بايد تبين كرد ، منتهى در رابطه با خبر مجهول الحال دو تبين لازم است :
1 - يكى در رابطه با خود خبر كه آيا فى الواقع فاسق است يا نه ؟
2 - يكى هم در رابطه با خبر وى ، بدين معنا كه اگر معلوم شود او فاسق است ، آيا خبرش راست است يا دروغ ؟ و لذا حق نداريم كه ابتدا به ساكن و بدون فحص به با خبر وى عمل كنيم .
چرا ؟ زيرا :
در آيهء نبأ نفرمود : ان جاءكم معلوم الفسق بنبإ فتبينوا ، تا بگوييم مفهوم آن اين است كه : اگر معلوم الفسق خبر نياورد تبين لازم نيست و لو مخبر العلوم العدالة باشد و يا مجهول الحال . بلكه فرمود : ان جاءكم فاسق . . .
بنابراين :
1 - وجوب تبين را روى عنوان و وصف فسق مخبر بار كرده است
2 - الفاظ اسامى بوده و وضع شدهاند براى معانى واقعيه و نفس الأمرية و نه معانى معلوم به قيد العلم .
پس : منظور خداى تعالى اين است كه : اگر فاسق خبرى آورد بايد تبين كنيد .
و لذا :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨٠