پس انما الكلام در چيست ؟
در شبهه موضوعيهء وجوبيه است كه آيا اجراء اصل برائت در اين شبهه ، مشروط به فحص و يأس است يا نه ؟
و لذا مىفرمايد : كلمات فقها در شبههء موضوعيه وجوبيه مختلف است ، و در اين رابطه چهار نظريه را مطرح مىسازد .
با توجّه به مطلب فوق مراد از « و مقتضى ادلّة البراءة حتى العقل كبعض كلمات العلماء . . . » چيست ؟
نظر مشهور فقهاء است در اين مسئله مبنى بر اينكه :
اگر شبهه ، موضوعيهء وجوبيه باشد ، فحص واجب نيست ، و بدون فحص هم مىتوان اصل برائت جارى كرد و آن را مرتكب شد .
چرا ؟ زيرا :
1 - ادلّه نقليه برائت اطلاق دارند ، چنان كه دليل عقلى برائت اطلاق دارد .
2 - اين معنا از برخى فتاواى فقها استفاده مىشود ، چنان كه مقتضاى حكم عقلاى عالم نيز در برخى موارد ، همين معناست . فى المثل :
اگر مولا به عبدش بگويد : اكرم العلماء ، و يا بگويد : اكرم المؤمنين ، و عبد يقين داشته باشد كه در خارج :
1 - فلانكس و فلانكس و . . . عالم و يا مؤمن هستند .
2 - و فلانكس و فلانكس و . . . جاهل و يا كافر هستند .
3 - و لكن فلانكس و فلانكس و . . . حالشان مشكوك است .
در اينجا عقلاء عالم حكم مىكنند به اينكه او مىتواند نسبت به افراد مشكوك الحال ، برائت از وجوب اكرام جارى كند ، بدون اينكه نيازى به فحص و يأس باشد .
حاصل مطلب در « الّا انّه قد يتراءى . . . » چيست ؟
اين است كه : در پارهاى از موارد كلمات برخى از جمله : صاحب معالم و محقق قمى و همچنين از بناء عقلاء استفاده مىشود كه در شبههء موضوعيه وجوبيه مثل شبهه حكميه ، فحص لازم است و لذا شرط اجراء اصل برائت در اين شبهه مىباشد .
بناء عقلاء در اين مسئله چيست با ذكر مثال توضيح دهيد ؟
اين است كه فى المثل : اگر مولايى عبدش را امر كند به اينكه بايد :
1 - همهء دانشمندان شهر و يا طبيبان آن را نزد من حاضر كنى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٧٩