على اىّ حال :
كسى كه با داشتن شك در هنگام بجا آوردن عبادت ، به چيزى كه مقتضاى برائت است عمل نمايد ، عبادتش صحيح نيست ، حتى اگر مطابقت آن عبادت با واقع آشكار شود .
غرض از « امّا لو غفل عن ذلك او سكن فيه الى قول من يسكن اليه . . . » چيست ؟
اين است كه : اگر مكلّف در هنگام بجا آوردن عبادت ، غافل از حكم شرعى آن باشد و يا اينكه در حكم شرعى آن ، به سخن كسى كه براى او سكونت خاطر و اطمينان مىآورد مثل والدين و . . . اطمينان پيدا كرده ، و با اعتقاد به تقرّب عمل را انجام دهد ، در صورتى كه مطابقت آن با واقع آشكار شود ، اقوى اين است كه عبادتش صحيح است ؛
چرا ؟ زيرا :
1 - در عبادت ، جز بجا آوردن مأمور به با قصد تقرّب ، چيز ديگرى شرط نيست ؛ و فرض اين است كه قصد تقرّب وجود دارد .
نكته :
مورد فوق از محلّ بحث ما خارج است چرا كه مجراى اصل برائت در مورد شك است و مجرى آن انسان شاك مىباشد ، و حال آنكه غافل و يا جاهل مركب نمىتوانند از اصل برائت استفاده كنند . چرا ؟ زيرا :
1 - غافل ، از آن جهت كه غافل است نمىتواند از اين عمل استفاده كند .
2 - و جاهل مركب هم كه شك ندارد تا مجرى برائت باشد بلكه جزم به عدم جزئيت دارد .
پس : محلّ بحث ما تبيين حكم جاهل مقصّر بسيط يعنى شاك است كه روشن شد .
مراد از « و العلم بمطابقته للواقع او الظنّ بها . . . » چيست ؟
پاسخ به يك سؤال مقدّر است كه تقديرش چنين است :
درست است كه شخص غافل و جاهل به جهل مركب اعتقاد جزمى به صحت عمل خويش دارد و يا اينكه در اثر شنيدن از والدين و يا معلم و يا . . . ظنّ به مطابقت پيدا كرده است و مطمئن به صحت عمل گرديده و با علم و اطمينان عبادتش را با قصد قربت جزمى انجام داده است و فى الواقع هم عمل صحيح بوده است و لكن اين علم و اطمينان او از طرق معتبره شرعيه حاصل نگرديده است و فاقد ارزش است و وجودش كالعدم مىباشد .
پس بايد غافل و جاهل مركب را به شاك و جاهل بسيط ملحق نموده و در هر دو باب ، يا حكم به صحت كنيم يا بطلان .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٣