يعنى : اگر كسى با شك وارد عمل شود و نمازش را بدون سوره بخواند با اين بنا كه پس از فراغت از عمل به دنبال فحص مىروم اگر عمل من مخالف با واقع بود اعاده مىكنم و الّا فلا ، نمازش باطل است مطلقا ، چه مخالف واقع درآيد و چه موافق واقع .
مراد از « لعدم تحقّق نيّة القربة . . . » چيست ؟
دليل بر حكم مزبور يعنى بطلان عبادت جاهل مقصّرى است كه با شك وارد عبادت شده و به اقل اكتفا مىكند و لذا مىفرمايد دليل باطل بودن اين عمل اين است كه :
قصد قربت در چنين عبادتى محقّق نشده و يا نمىشود ، زيرا كسى كه در مطابقت و موافقت آنچه كه بجا آورده با مأمور به شك دارد ، چگونه با آن تقرّب مىجويد ؟
به عبارت ديگر :
1 - روح عبادت قصد قربت است .
2 - روح مزبور از عامل شاك مزبور منتفى است .
پس : صحت عبادت عامل شاك مزبور منتفى است
به عبارت ديگر :
وقتى مىتوان از روى قطع عبادتى را به قصد قربت انجام داد كه يقينا مأتى به با مأمور به موافق و هماهنگ باشد ، تا اينكه قصد قربت جزمى صورت پذيرد .
امّا فرد شاكى كه بدون سوره نماز مىخواند ؛ 1 ) خودش شك دارد كه مأتىّ به موافق با مأمور به است يا نه ؟ 2 ) به دنبال آن شك دارد كه عمل او مقرّب است يا نه ؟
در نتيجه : نمىتواند قصد قربت جزمى كند ، آنچه براى او مقدور است قصد قربت احتمالى است ، كه قصد قربت احتمالى از مكلّف متمكّن پذيرفته نيست .
مراد از « و ما ترى : من الحكم بالصحّة فيما شكّ فى صدور الامر . . . » چيست ؟
پاسخ به يك اشكال مقدّر است كه تقديرش چنين است :
1 - خود شما در موارد شبهات حكميّهء بدويّه ، مثل آنجا كه نمىدانيم آيا دعا عند رؤية الهلال واجب است يا نه ؟
فرموديد : اگر احتياط كنيد و به قصد قربت احتماليه عمل را انجام دهيد ، نفس اين احتياط داراى ثواب است ، با قطع نظر از اينكه مطابق با واقع بودن و . . .
2 - همچنين در موارد شبهات حكميهاى كه مقرون به علم اجمالى هستند ، مثل ظهر و جمعه و يا قصر و اتمام و . . . خود شما طرفدار لزوم احتياط شده فرموديد بايد احتياط نمود و هريك را به
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٠