3 - يا جاهل به جهل بسيط يا شاك است يعنى توجّه دارد و مىداند كه مثلا نمازش بدون سوره است و لكن احتمال هم مىدهد كه سوره در نماز واجب باشد به عبارت ديگر : با شك در وجوب با عدم وجوب سوره ، سوره را ترك مىكند .
حال انّما الكلام در اين قسم از جاهل است يعنى كسى كه جاهل به جهل بسيط يا شاك است .
و لذا گفته مىشود كه :
اگر چنين كسى نمازش را بدون سوره بخواند ، سپس كشف وفاق شود ، يعنى معلوم شود كه نمازش صحيح و مطابق با واقع است ، يعنى در واقع نيز سوره در نماز وجوب و ضرورتى ندارد ، از چند حال خارج نيست :
1 - يا چنين كسى جاهل قاصر است ، يعنى :
يا در اثر عدم دسترسى به حكم واقعى نمازش را بدون سوره مىخواند .
يا به خاطر اينكه بعد الفحص نيز دليلى بر وجوب سوره نمىيابد و سپس از يأس از دليل ، اصل برائت جارى كرده به اقلّ يعنى نماز بدون سوره قناعت مىكند ، كه در اين صورت نمازش صحيح است ، چرا كه عبادتش به لحاظ روحى و جسمى كمبودى ندارد .
الف : روحا كمبودى ندارد ، چون قصد قربت جزمى دارد .
ب : جسما كمبودى ندارد . چون پيكره عمل او نيز به لحاظ اجزاء و شرايط واقعيه تمام است .
2 - و يا چنين كسى جاهل مقصّر است ، منتهى بنا را بر احتياط مىگذارد و عملش را شروع مىكند ، يعنى احتمال مىدهد كه سوره جزء نماز باشد و لكن بدون تفحّص بنا را بر احتياط گذاشته ، اكثر يعنى نماز را با سوره بجا مىآورد .
اين قسم از جاهل و اينكه آيا احتياط در عبادت شرط است يا نه ؟ موضوعا از محل بحث ما خارج است و ما در اين مورد در اوّل خاتمه در بحثهاى قبلى روى آن بحث نموديم .
3 - و يا اينكه چنين كسى جاهل مقصّر است ، يعنى مىتواند كه برود و فحص كند بدين معنا كه :
اگر مجتهد است به منابع رجوع نمايد و چنان كه مقلّد است به فتواى مرجعش مراجعه نمايد و لكن ، نه به دنبال فحص مىرود و نه بنا را بر احتياط مىگذارد ، بلكه بر اقل يعنى نماز بدون سوره اكتفا مىكند .
حال : يا از روى اتفاق نمازش مطابق واقع درمىآيد و يا بدشانسى آورده مخالف واقع در مىآيد . حال : ما نحن فيه و مورد بحث ما در اينجا ملحق به همين فرض اخير است كه در سؤال و جواب بالا گفته آمد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٩