نايب السلطنة العلية العاليه را مرض مزمن ورم كليه كه سابقا عارض و رفع شده بود در هنگام حركت مجدد به جانب خراسان عود كرد و چون حكيمباشى آقا ميرزا بابا كه از مزاج مبارك استحضارى كامل داشت در ركاب مستطاب نبود و حكيم كارمك « 1 » انگليسى كه از طهران به معالجه مىرفت نيز در عرض راه به تب غشى درگذشت و طبيبان ديگر هم نرسيدند لهذا مرض روى در تزايد كرده ورمى سخت از پنجهتاران بههم رسيد و به اسهال كبدى كشيد و شاهزادهء اسفنديار عزم تهمتن رزم از كار بازماند و پس از وصاياى پادشاهانه در صبح پنجشنبه دهم شهر جمادى الثانى اين سال ملالت منوال ، طاير روح پرفتوح آن حضرت از قفس تن به آشيان جنان پرواز كرد و در شاخسار عند مليك مقتدر « 2 » نشيمن جست « 3 » . سه روز و سه شب اين واقعهء جانسوز را مخفى داشتند بالاخره پنهان نماند .
مصرع :
پنهان چگونه ماند خورشيد زير گل ؟
پرده از راز برافتاد و غلغله و ولوله در شهر درگرفت . قيامت عظمى ظاهر آمد و شورش محشر برخاست و رستخيز جلوه كرد . ناچار نعش شريف شاهزادهء بزرگوار را به آئينى شايسته و آدابى بايسته تغسيل و تكفين و تجهيز كرده در روضهء مقدسهء حضرت امام الانس و الجن على بن موسى الرضا - عليه التحية و الثنا - مدفون نمودند . مدت عمر شريف آن حضرت چهل و هفت سال بود .
در جمعه بيست و چهارم جمادى الثانى مذكور ميرزا علينقى ركن « 4 » مراجعت به دار الخلافه نمود و اين خبر وحشت اثر پس از دو روز به جسارت دو نفر از ملكزادگان
هامش
( 1 ) - تصحيح قياسى . در نسخه : « كارمل » . نام اين طبيب دكتر جان كارمكJohn Cormikبود . دكتر كارمك مدت دوازده سال طبيب معالج عباس ميرزا بود و وقتى عباس ميرزا رو به خراسان نهاد كارمك به تبريز رفت تا « تحصيل بعضى ادويه و جوهريات » كند و بعد به شاهزاده ملحق شود و چنين نيز كرد ولى در منزل مزينان درگذشت . بعد از رسيدن خبر مرگ او فتحعلى شاه از جان مك نيل طبيب انگليسى سفارت خواست به مشهد برود و « چون وى گمان علاج نداشت به معاذير پرداخت » ( روضة الصفا ) .
( 2 ) - سورهء قمر ، آيهء 55 .
( 3 ) - بيمارى عباس ميرزا مربوطه به كليه بود همراه با بواسير و نواسير .
( 4 ) - روضة الصفا : « ميرزا علينقى ركن معتمد جناب آصف الدوله كه سابقا به خدمت نايب السلطنه رفته و در آن واقعهء هايله حاضر بود و به سرعت تمام به طهران بازگشته . . . . » . در تاريخ عضدى آمده كه وى از دائىزادگان آصف الدوله بود .