ورود شدند و برحسب امر خاقان صاحبقران تمام شاهزادگان و امراء و وزراء با توپخانه و زنبوركخانه تا دو فرسخى طهران به استقبال نواب نايب السلطنة العلية العاليه شتافتند و شرف حضور آن حضرت را دريافتند . بعد از وصول به حضور ، خاقان صاحبقران قاجار التفات و توجهى خاص با فرزند بزرگوار نايب السلطنهء كامكار فرمودند كه ما فوق آن متصور نبود . و چون زمان توقف در باغ نگارستان بود مقام و منزل نواب نايب السلطنه را در برج نوش مقرر فرمود . رضا قلى خان و محمد خان را در ارگ محفوظ داشتند و عبد الرضا خان يزدى را در فراشخانه خارج ارگ محبوس داشتند .
و در حين توقف حضرت نايب السلطنه در طهران مجددا ايالت يزد با نواب سيف الدوله ميرزا شده و سركار نواب اشرف قهرمان ميرزا و محمد رضا خان مأمور به خراسان آمدند .
عبد الرضا خان حاكم سابق يزد كه دستگير و محبوس بود چون با ولى نعمت خود نواب شاهزاده محمد ولى ميرزا خيانت كرده بود خاقان صاحبقران بهجهت كيفر آن كافر نعمت ، او را بهدست نواب شاهزادهء معظم اليه دادند و عيال و اطفال و فرزندان نواب محمد ولى ميرزا او را به انواع زحمت و مشقت كشتند . « 1 »
محمد تقى خان عرب ميش مست حاكم ترشيز را مرخص و به ملازمت نواب مستطاب اشرف نايب السلطنه سرافراز شد .
رضا قلى خان كرد و محمد خان قرائى را به توقف تبريز روانه فرمودند . رضا قلى خان در منزل ميانج وفات يافت و محمد خان به تبريز محبوس آمد .
نواب اميرزاده خسرو ميرزا از تبريز بازآمد و با افواج به خراسان شد .
محمد حسين خان زنگنه ايشك آقاسى باشى نواب مستطاب نايب السلطنه و ميرزا باباى طبيب تبريزى خاصه حكيمباشى به سفارت انگلتره و روس مأمور و به تبريز روانه شدند كه از آنجا تهيه كرده بروند .
نواب ملك آرا و حسام السلطنه و حشمة الدوله و بهاء الدوله از اطراف ولايات خود به حضور خاقان صاحبقران آمدند .
هامش
( 1 ) - روضة الصفا : « روز دوشنبه بيست و هشتم محرم سال يكهزار و دويست و چهل و نه هجرى اولاد امجاد و ساير اهل و عيال و خدمه و غلام بچه بلكه عموم سياه و سفيد دولتخانهء و الا . . . . به آلات و ادوات جارحه از قبيل شمشير و خنجر و كارد و تبرزين و ششپر و ساطور روى به سوى وى آوردند . »