تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
خردسال به‌عرض خاقان صاحبقران بىهمال دررسيد . نظم :
لختى به كار دهر فروديد و زان سپس * شاهانه ندبه كرد بر آن شه نشان پسر
شاهزادگان اعظم و خادمان حرم عصمت توأم و اميران و وزيران و دبيران بلكه كل جوانان و پيران مملكت ايران در اين مصيبت لباس عباسى شعار كردند و مدتها به تعزيت و خروش و ناله و گريه به‌سر آوردند و نواب ظل السلطان به تعزيه دارى و فاتحه‌خوانى قيام و اقدام و خود را وقف عبورومرور خواص و عوام نمود « 1 » . خاقان صاحبقران با آن طرفه حالت و آن عظيم ملالت ، فرامين به آذربايجان و خراسان مرقوم و اختيار هردو ملك را به حسب وراثت و استحقاق به نواب مستطاب اميرزادهء آفاق محمد ميرزا فرزند ارشد و اكبر و انجب و اطهر نواب نايب السلطنهء مغفور - نور الله مضجعه - واگذاشت . آقا على اكبر پيشخدمت خاصهء مازندرانى به آذربايجان و لاچين خان تركمان به خراسان به رسانيدن يرليغ بليغ حضرت خاقان صاحبقران شتافتند و اهالى هردو ملك از حكم ملك الملوك اعظم آگاهى يافتند . قبل از وصول اين خبر كارگزاران نواب كامياب اميرزادهء اعظم با كامران ميرزا بناى مراوده و مصالحه نهاده و ميرزا موسى رشتى نايب خراسان و نجفعلى خان شادلو را روانهء شهر هرات كرده بودند و قرارى شده بود . چون بعد از اين اخبار در اردوى سركار حشمت مدار قحط و غلائى بىشمار نيز بود و جهاتى ديگر نيز ملاحظه رفت و مصالحه مقرر بود اردوى همايون اميرزادهء كامكار از دور هرات حركت گزيد و ميرزا موسى نايب به حيله و تدبير از هرات به ركاب مبارك پيوست و نواب و الا در منزل كوسويه دويست خانوار سكنهء آنجا را كوچانيده به امير اسد اللّه خان عرب حاكم قاينات بخشيدند و خوانين عرب را مرخص فرمودند و در رباط كافر قلعه نيز دستجات سوارهء ركابى را رخصت دادند . در اواخر جمادى الثانى به ارض اقدس وارد و هنگامهء عزادارى و سوگوارى تجديد يافت . بلى ،
گر بود در ماتمى صد نوحه گر * آه صاحب درد را باشد اثر
پس از رسوم تعزيت ، نجفعلى خان شادلو با فرستاده و پيشكش كامران ميرزا از هرات بازآمد . پانزده هزار تومان و پنجاه بسته شال كشميرى به كارگزاران نواب مستطاب
هامش
( 1 ) - درخصوص رسيدن خبر مرگ عباس ميرزا و متانت و خويشتندارى فتحعلى شاه در انظار و گريه‌هاى او در خفا رجوع شود به تاريخ عضدى صفحات 146 تا 151 .