غضب ملتهب گرديد ولى سودى نبخشيد . سپاه آذربايجانى اسبهاى عراقى و بختيارى را كه سرگرم جنگ بودند سوار شده فرار نمودند . مازندرانى و عراقى نيز دست از جنگ بازداشتند . دو هزار و پانصد نفر عراقى و بختيارى كه پياده ماندند در كوهى متحصن شدند . سه توپ به تصرف روسيه درآمد و لشكر شكسته فرار نمودند . « 1 » نواب نايب السلطنه نيز ناچار مراجعت فرموده در كنار رود ارس اندوهگين بماند . خاقان صاحبقران او را بخواند و مورد التفات فرمود و رنگ ملال از آئينهء پاك خاطرش زدود .
در غرهء ربيع الاول برفى شديد در طويله شامى باريد و موكب حضرت خاقان صاحبقران به اهر و از آنجا به تبريز عزيمت فرمود و بعد از سه روز حركت در قشلاق دهخوارقان شش فرسنگى مراغه اقامت دست داد .
نواب شيخعلى ميرزا و حاجى محمد خان دولو و ابراهيم خان قاجار از قبه مراجعت كردند .
و مهديقلى خان جوانشير كه به كوچانيدن ايلات قراباغ رفته بود شش هزار خانوار را آورد .
و نواب نايب السلطنه ايلات را به حدود مغان و قراجه داغ روانه فرمود و سپاه جرار را به تاخت ولايت قراباغ امر نمود . حسن خان سردار سارواصلان و مصطفى خان شروانى و محمد حسين خان شكى دست به غارت اطراف گشادند و تا دو فرسنگى تفليس غارت كردند و دو هزار نفر از پيادگان هزار جريبى و انزانى به اضافهء هزار نفر سوادكوهى به محافظت ايروان مأمور شدند .
و موكب اعلى حضرت خاقان صاحبقران در بيست و ششم ربيع الاول حركت و از راه مراغه روانه و در بيست و دويم ربيع الثانى وارد دار الخلافه شدند .
مددوف بهجهت برگردانيدن ايلات از آب ارس عبور و به حدود كرملو اقامت گزيد .
نواب نايب السلطنه قاسم خان و حسين پاشاى يوزباشى را با رحمت الله خان سرتيپ و دو فوج قراجه داغى و محمد رضا خان سرهنگ فوج دويم تبريزى به مقابلهء او روانه فرمود .
نواب عبد الله ميرزا نيز با سپاه خمسه روانهء اردبيل شد و هجوم لشكريان از اطراف از نجوم
هامش
( 1 ) - روضة الصفا : « سپاه منهزم ايرانى از حوالى گنجه تا كنار رود ارس در يك شبانروز ايلغارى بر سبيل فرار جسته در هيچ مقامى متوقف نشدند . جماعت روسيه بر سر پيادگان عراقى و بختيارى كه در آن كوهسار محصور و متوارى بودند ريخته پس از يك شبانروز خوددارى تمامى به معرض اسر درآمدند » .