معروف به طاق گرا ، بهواسطهء وفور ضعف و اسهال توقفى رفت و طبيب انگليسى از بغداد آمده فايده نداد . و نواب شاهزاده محمد على ميرزا ، حسن خان فيلى و اسد خان بختيارى را مرخص فرمود « 1 » و در شب پنجشنبه بيست و ششم شهر صفر المظفر هنگام طلوع سحر عالم فانى را بدرود گفت و از خيالات صلح و جنگ آسوده خفت . نعش مطهر بىروان او را در تخت روان نهاده و به دار الدولهء كرمانشهان كه مقر او بود روى كردند . در منزل هارون آباد نواب محمد حسين ميرزا فرزند ارجمند شاهزادهء مغفور دررسيد و ديد آنچه ديد .
در ششم ربيع الاول در دار الخلافهء طهران اين خبر محنت اثر به حضرت خاقان صاحبقران معروض افتاد و سوگوارى عظمى در هر شهرى به ظهور آمد . ولايت آن مرحوم به نواب محمد حسين ميرزا مفوض شد و عيسى خان دامغانى امير آخور حضرت صاحبقرانى به سرپرستى عيال آن ملكزادهء بىهمال به كرمانشهان رفت و پس از انجام خدمت بازآمد .
و در اين سال وبائى شديد از سمت هندوستان به سواحل عمان ولايت بصره و گرمسيرات فارس روى نهاد . قريب به بيست هزار كس عرضهء هلاك شدند و فقير نيز گرفتار گرديد ولى حضرت حافظ الارواح بهبودى بخشيد .
ميرزا عبد الوهاب معتمد الوهاب معتمد الدوله ديگرباره در اين سال به خراسان مأمور و موكب همايون حضرت خاقان صاحبقران به چمن سلطانيه حركت فرمود .
و امناى دولت عثمانى محمد امين رئوف پاشا و جلال الدين محمد پاشاى چپان اوغلى را كه از پاشايان عظيم سلطان محمود خان خداوندگار روم بودند با هفتاد هزار لشكر و توپخانه و همراهى پاشائى چند مانند حافظ على پاشا و ابراهيم پاشا به سرعسكرى ارزنة الروم بلكه به استخلاص ملك ايران مأمور نمودند و در عالم تصور و خيال ، بلاد و اطراف ايران را كه بيشهء شيران است روميهء شوميه بر يكديگر تقسيم و نامزد فرمودند و به محض ورود به ارزنة الروم دست جلادت به استخلاص و استرداد قلاع متصرفى سال گذشته گشودند . محمد امين رئوف پاشا در ارزنة الروم توقف كرد و جلال الدين محمد پاشا مشهور به چپاناوغلى با سايرين به ولايات وان و بايزيد روى آورد .
هامش
( 1 ) - روضة الصفا : « حضرت ملكزادهء والاجاه حسن خان فيلى و اسد خان بختيارى را كه ملتزم ركابش بودند و بعد از خود احتمال خطر و گمان ضرر جانى در آنها مىديد از غايت فتوت و كمال مروت مرخص و به اوطانشان روانه كرد » .