تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
غلامان به جانب اردوى روميه روانه شدند . چون قريب به سنگر روميان رسيدند روميان قليل جمعيتى ديدند ، چهار هزار نفر دلوباش و چهار عراده توپ برداشته از پناه پشته‌اى كه مشرف بود برآمده با نواب نايب السلطنه مجادله آراستند . چپان اوغلى ، ابراهيم پاشا را با ده هزار نفر به حفظ سنگر گماشت و حافظ على پاشا را چنان كه بود به محاصرهء توپراق قلعه گذاشت و خود با سليم پاشا حاكم بايزيد و پنجاه و يك هزار نفر از روميان عنيد و توپخانهء عظيم از سنگر برآمده در صحرائى وسيع ، صفوف برآراست . هنوز سرباز و توپخانهء نواب شاهزادهء يگانه نايب السلطنة العلية العاليه در دنبال بود كه روميان استعداد مصاف كرده و بنياد محاربه آغاز نمودند . در اين اثنا افواج قاهره و توپخانهء شاهزاده دررسيدند . نواب امجد اعلى بىملاحظهء خستگى قطع راه ، لشكر ظفر همراه را حكم به يورش و تركتازى بر پشته‌هاى بلند كه روميه تصرف كرده بودند داد . از طرفى حسن خان قاجار قزوينى با افواج خوئى و ايروانى و نخجوانى و از جانبى نجفقلى خان گروسى و جعفر قلى خان مرندى و قاسم خان تركمان و محمد رضا خان برادر ابراهيم خان بادكوبه‌اى با سرباز تبريزى و مرندى بر آن پشته‌ها يورش بردند و از گلولهء روميان نترسيده بر فراز پشته برآمدند . افواج ابواب جمعى حسن خان ، توپخانهء روميه را تصرف كردند . چپان اوغلى جمعى را به اعانت روميه فرستاد . روميان بر فراز پشته مردانگيها كرده توپخانهء خود را واستدند و ديگرباره به سعى حسن خان سردار به‌طورى كه گرفته بودند باز سپردند . نواب نايب السلطنه را صبورى به سر رسيد و آتش غيرت و غضب شعله‌ور آمد و فوج همايون و تيپ امير خان خالوى خود را كه در برابر تيپ چپان اوغلى و سليم پاشا بود امر به يورش فرمود و ساير صفوف ميمنه و ميسره و قلب و جناح كلا حركت گزيدند . جنگى بزرگ درپيوست و قيامت برخاست . لطفعلى خان كتول به ضرب گلوله مقتول گرديد و سپاه كينه‌خواه به يكديگر درآويختند و خونها ريختند . جلال الدين محمد چپان اوغلى را پاى درنگ و جلال از پيش به دررفته شتاب و فرار را احسن و اسلم ديد و به جانب سنگر گريخت و سواره بىنظام در دنبال او تاختند و جمعى را انداختند . حافظ على پاشا كه در تسخير قلعه اصرارى داشت در عقب چپان اوغلى روى به سنگر گذاشت . ابراهيم پاشا مستحفظ سنگر بعد از رسيدن پياده نظام و توپخانهء ايرانى تاب نياورده فرار كرد . چپان اوغلى نيز ترك تپراق قلعه كرده خاك خوارى بر سر ريخته به جانب ارزنة الروم بگريخت . هريك از پاشايان به طرفى انهزام يافتند و پريشان به سوئى شتافتند و