بسيارى را قتيل و اسير نمودند . توپخانه و قورخانه و خزاين و بيوتات و خيمه و خرگاه و علم و دستگاه و اثقال و احمال سه اردو كلا نصيب غازيان منصور گرديد و حضرت نواب نايب السلطنه با يك جهان فتح و ظفر به منزل خالباز نزول فرمود و ميرزا محمد تقى آشتيانى را به ارزنة الروم نزد محمد امين رئوف پاشا روانه نموده پاشا اظهار خلوص نموده و قرار مصالحه را در اول بهار و مراجعت افواج كينه شعار از آن ديار داده ميرزا تقى به حضور احضار و موكب و الا به تبريز عزيمت گزيد .
اين واقعهء بزرگ در شوال اين سال وقوع يافت و در هشتم ذيقعده در چمن سلطانيه به عرض خاقان صاحبقران دررسيد . و حسن خان قزوينى قاجار ملقب به « سارو اصلان » شد .
و خاقان صاحبقران به نيت زيارت عتبات عاليات ، استعداد گشايش بغداد و احضار لشكر انجم تعداد فرمود . اولا نواب محمد حسين ميرزا والى كرمانشاهان را با امير محمد قاسم خان قوانلوى قاجار و چاكران دار المرزى و استرابادى مأمور ، پس نواب عبد الله ميرزا والى خمسه را با سواران خمسه و پيادگان سمنانى و دامغانى به تسخير شهر زور و خوانين سمنانى را در ركاب وى التزام دست داد . و فضلعلى خان قاجار و امان الله خان والى كردستان را نيز با سوارهء خود روانه و ميرزا فضل الله على آبادى هم به نگارش لشكر و دادن علوفه و مواجب سپاه كينهخواه مأذون آمد .
و موكب فيروزى كوكب شهريار جلالت شعار فتحعلى شاه قاجار در سيم ذيحجه از چمن سلطانيه نهضت گزين گرديد . نواب محمد حسين ميرزا مندليج و جستان و بدرانى و زرباطيه را مسخر و در بعقوبه مقر نمود . داود پاشا وزير بغداد سيد عبد الله شبر را شفيع انگيخت ، و نواب عبد الله ميرزا در شهرستان شهرزور و ايل بابان خونها ريخت .
مقارن اين حال بلاى و با در اردوى شاهزادگان ظاهر و جمعى هلاك شدند و لشكرها متفرق آمدند . مطلب خان دامغانى نيز وفات يافت . و و با در اردوى بزرگ شاهنشاهى نيز سرايت كرد . ميرزا محمد حسين حكيمباشى از اين واقعه حكايت و خاقان صاحبقران لشكرها را مرخص و خود در ييلاق همدان و دامن الوند توقف فرمود . در آنجا نيز دوستعلى خان بسطامى معير الممالك و جعفر قلى خان نوائى « 1 » و ميرزا مقيم مازندرانى بدين مرض هلاك شدند و اردو به نهاوند آمد .
هامش
( 1 ) - جعفر قلى خان نوائى قوريساول باشى و ميرزا مقيم مستوفى ساروى ( روضة الصفاى ناصرى ) .