سالها در زاويهء گمنامى بود بيرون آورده بر تخت نشانيدند و بانى نظام را كشتند .
الحاصل خاقان صاحبقران در ابتداى اين سال به فرزند بىهمال نواب نايب السلطنه بهترتيب سپاه نظام فرمان داد و افواج پيادهء استراباد و مازندران و عراق را حكم به مشق نظام فرمودند و بر خلاف اهل روم ، مردم اين مرز و بوم بنابر سعادت ارادت به اين دولت قبول نمودند حتى شاهزادگان در ميدان ارگ به تعليم معلمين فرانسه مشق مىكردند .
پنجاه هزار كس از آذربايجان و مازندران و عراق و سمنان و دامغان اهل نظام شدند . و نواب امامويردى ميرزا ملقب به ايلخانى به منصب سركشيكچىباشى و ريشسفيدى سپاه مفتخر شد . و يوسف خان گرجى به سپهدارى مأمور گشت و به حكومت عراق « 1 » رسيد و توپها ريختند و عرادهها ساختند .
اما گداويچ سردار روسيه در اين سال بر سر آخسقه و قارص آمده با يوسف پاشاى سرعسكر مصاف داد و قاهر شد و روميه شكست يافتند و محمد پاشا حاكم قارص به حكم يوسف پاشا به قتل رسيد .
على پاشا وزير بغداد ، در وسط جمادى الاول به تحريك محرمى خاص ، در دست دو نفر غلام گرجى كشته شد . بغداديان سليمان پاشاى كهيا را گزيدند . وى قاتلين على پاشا را به قصاص بكشت و احمد چلبى را به ايران فرستاد و از جانب خاقان صاحبقران خطاب ايالت يافت . امناى دولت روم خواستند كه يوسف پاشا سرعسكر ارزنة الروم والى بغداد شود اما بعد از حكم حضرت خاقانى قبول نمودند . جناب آقا ابراهيم شيخ الاسلام خوى كه مردى عارف و از همهجا واقف بود به تهنيت سلطان مصطفى خان مأمور به سفارت روم شد و مراجعت نمود .
ميرزا محمد على و ميرزا اسماعيل نامى از جانب ميران سند مير غلامعلى و مير كرمعلى از ولايت حيدرآباد به بندر عباسى آمده با هدايا و پيشكش به حضور خاقان صاحبقران شرفياب شدند و فتحعلى خان خواجهوند با خلعت شاهنشاه بىمانند بدان ولايت مأمور شد .
از غراف گداويچ سپهسالار روس كه در تفليس مىزيست فرستادهاى با عريضه به دار الخلافه آمد و به جنرال غاردان خان سفير دولت فرانسه نامه نگاشته و او را واسطهء دفع مخاصمه و رابطهء قرار مصالحه كرده قبول نيفتاد و فرستادهء او نوميد بازرفت .
هامش
( 1 ) - شهر سلطانآباد كه اينك « اراك » خوانده مىشود و از آثار اوست .