نهادند . « 1 » .
سال هزار و دويست و بيست و دويم
در اين سال ايالت قزوين به نواب علينقى ميرزا مفوض آمد .
و موكب ظفر كوكب به چمن سلطانيه نهضت فرمود و فشونهاى اطراف جمع آمدند .
الكسندر پاوليچ ايمپراطور روس ، غراف گداويچ « 2 » نام را كه پيرى دانا و سالخورده بود به سردارى قفقاز نامزد نمود و چون او را با دولت روم خيالى « 3 » بود باب مصالحت بر روى كارگزاران دولت ايران گشود و استپانوف « 4 » را بهجهت قرار امر اصلاح به دربار خاقان صاحبقران روانه نمود و مراسلهاى [ را ] كه ايمپراطور روس به جناب ميرزا شفيع صدر اعظم نگاشته بود با بعضى تحف و هدايا فرستاد . بعد از ملاقات و مقالات ، مصالحه موقوف بر ردّ ولايات جزء ايران و آذربايجان ماند و سفير روس بازگرديد . و حسن خان قوللر آقاسى با اشرف خان دماوندى به نزد حسين خان سردار و حراست ايروان شدند . گداويچ بعد از اطمينان از طرف دولت ايران با امناى دولت روم بنا را بر مخاصمه و مدافعه نهاده ينارال سويدوف بر سرقارص تعيين شد و بايدروف پسر گداويچ بر سر قلعهء اخر كلك « 5 » - كه از توابع آخسقه است - رفت . محمد پاشا حاكم قارص نخست مدارا كرد و بعد مخاصمه آشكارا . روسيه مغلوب شدند . بايدروف پسر گداويچ بر سر قلعهء اخر كلك رفت و يورش برد . گداويچ هم از دنبال رسيد و نردبانها بر حصار نهاده به بالا رفتند . اهل قلعه غلبه كردند و گداويچ مقهور به تفليس بازگشت .
ديگر ولايت غوريان كه در هشت فرسنگى هرات است به سعى حسين خان قاجار قزوينى بهدست آمده بود و به اسحاق خان سپرده شده و برادرزادهاش يوسفعلى خان در آن حكومت مىراند . آخر با حاجى فيروز ميرزاى افغان والى هرات بساخت و با دولت ايران غدر كرد و حاجى فيروز دست مخالفت گشاد و چشم از حقوق خاقان صاحبقران
هامش
( 1 ) - كيقباد ميرزا روز 19 صفر به دنيا آمد و بهرام ميرزا روز 5 ربيع الاول .
( 2 ) .Comte Ivan Vasilievitch Goudovitch( 3 ) - يعنى قصد جنگ با عثمانى ( تركيه ) را داشت .
( 4 ) .Istifanov( 5 ) - ظاهرا املاى صحيح آن « آخال كالاك » است ( تاريخ اجتماعى و سياسى معاصر ايران از سعيد نفيسى ، ج 1 ، ص 328 ) .