دولت ايران و مخالفت با ديگران ، ديگر تصديق با ايمپراطورى او . جواب نوشته را ميرزا رضاى قزوينى منشى ديوان اعلى حامل و به سفارت روانه شد .
بعد از قتل ايشپخدر ، ابراهيم خليل خان نادم و عريضه به نواب نايب السلطنه فرستاد و استمداد جست . لهذا حسين خان سردار و اسماعيل خان دامغانى و امان اللّه خان افشار حاكم خمسه با لشكرى مأمور شدند و قبل از آنان فرج اللّه خان شاهسون و ابو الفتح خان جوانشير روانه بودند .
جعفر قلى خان نبيرهء ابراهيم خليل خان كه عداوتى با ابو الفتح خان عم خود داشت و وجود او را مايهء اخلال كار خود مىپنداشت مايور « 1 » روسى را با سيصد نفر صالدات شبى از شوشى خواسته بىخبر بر سر ابراهيم خليل خان ريختند و او را كشتند و دختر سليم خان شكى زوجهء او و دخترش را كه همشيرهزادهء هماى خان لگزى بود نيز با جمعى اناث مقتول شدند و قراباغ پرفتنه گشت . مايور روسى ضبط قراباغ را به مهديقلى خان ولد خان مقتول واگذاشته به شوشى رفت .
نواب نايب السلطنه از تبريز حركت و وارد آق اغلاق شدند و ينارال نبالسين « 2 » از تفليس بيرون آمده با سپاه گنجه روانهء قراباغ و در منزل عسكران بماند . نواب نايب السلطنه احمد خان مقدم را در اردو گذاشته ايلغار فرموده در منزل خانشين « 3 » چند روز جنگها اتفاق افتاد و اسماعيل خان دامغانى و امان اللّه خان افشار به غارت شروان و تأديب مصطفى خان تاختند و مظفر و منصور ايلات آنجا را كوچانيده به قراچه داغ و مغان آورده به عطاء اللّه خان شاهيسون واگذاشتند .
و ميرزا صادق مروزى ، عبد الرحمن پاشا را اميدوار و به بغداد رفت . على پاشا والى بغداد به حكم يرليغ خاقانى و نصب عبد الرحمن در شهر زور تن در نداد . خاقان صاحبقران عبد الرحمن پاشا را به دار الخلافه خواسته خلعت و منشور ايالت شهر زور به وى داد و به امان اللّه خان والى كردستان به تقويتش حكم رفت . خالد پاشا به بغداد گريخت و عبد الرحمن به شهر زور مستقل شد . على پاشا به تدارك كار پرداخت ، و نواب مستطاب شاهزاده محمد على ميرزا به ايالت آن سامان مأمور شد ، و ابراهيم خان قاجار دولو و
هامش
( 1 ) -Majeurدرجهء نظامى است برابر با سرگرد . اما در حاشيهء نسخه آمده كه مايور رتبه اول جنرال است به اصطلاح روسيه .
( 2 ) .Nebolsin( 3 ) - ناسخ التواريخ : خنيشين .