تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
شد . به يك بار تفنگچيان گيلانى از جنگلها به گلوله ريزى و جنگ انگيزى پرداختند و جمعى را مجروح و مقتول ساختند بقية السيف به كشتيها نشسته به جانب بادكوبه گريختند . شاهزاده نواب محمد ولى ميرزا نيز حسب الامر سپاهى بر سر تركمانيه فرستاد ، با تركمانيه مصاف دادند ، تركمانيه مغلوب و مرهوب و جمعى كثير اسير شدند . شاهنشاه اسلام پناه خاقان صاحبقران از منزل تخت طاوس حركت و در اصلاندوز نزول فرمود . اسماعيل خان دامغانى حسب الامر از رود ترتر عبور و نواب شاهزادهء آزاده نايب السلطنه نيز به مقابلهء ايشپخدر از منزل عسكران نهضت و به صوب گنجه قدم رنجه داشت و گنجه را تصرف فرموده جمعى را كوچانيده به شمكور فرستاد و على الصباح به منزل زكم وارد و در عرض راه با فوجى از روسيه دچار و رزمى درپيوست و مظفر و منصور شد . و در منزل زكم ، اهالى گنجه را با پيرقلى خان قاجار روانهء تبريز داشته و همت به فتح آخسقه قزاق گماشته در ورود به آنجا جمعى قزاق به خدمت آمدند و پس از چند روز توقف به جانب ايروان حركت فرمود . از بدايت آخسقه تا ايروان - كه هجده فرسنگ است - طايفهء شوخ چشم قزاق در عرض راه جسارتها نمودند و مدافعه‌ها كردند ولى سودى نبردند . در هنگام اداى صلات از جنگل تفنگ بدان حضرت انداختند و خداوند محافظت فرمود . موزهء شاهزاده را گلوله خراشيده درگذشت . بعد وارد ايروان و به توسط حاجى محمد خان قراگوزلو شرح حال به خاقان صاحبقران معروض داشتند و از حد قپلان كوه الى در بند ايالت و سلطنت آذربايجان به حضرت نايب السلطنه عباس ميرزا مخصوص شد . و موكب فيروزى كوكب خاقانى از اصلاندوز به چمن اوجان تبريز نزول فرمود . احمد چلبى معتمد على پاشا وزير و والى بغداد به حضور همايون رسيد و از عبد الرحمن پاشا والى شهر زور بابان شاكى گرديد . تفصيل آن‌كه جماعت اكراد بابان كه در قلعهء چولان و شهر زور سكنى داشته‌اند ابراهيم پاشا برادر عبد الرحمن پاشا در وزارت سليمان پاشا والى بغداد در سه فرسخى چولان شهرى بنا نموده و سليمانيه نام كرده بود و قرب صد سالى اكراد در آن بودند . و چون در ميانهء ايران و روم است هروقتى آن طايفه بنا بر مصلحت بر دولتى تكيه مىنمايند و ابواب فتنه مىگشايند . عبد الرحمن پاشا با على پاشا والى بغداد مخالفت كرد و مغلوب شد و به كردستان و سنندج آمد . امان اللّه خان والى كردستان از او در حضرت خاقان گيتى ستان شفاعت كرد و در آنجا ساكن شد . احمد چلبى فرستادهء والى بغداد استدعا نمود كه او را از كردستان اخراج و روانه فرمايند .