در اول زمستان موكب خاقان صاحبقران به جانب دار الخلافه مراجعت فرمود .
مير معصوم نام مكنى به « شاهمراد » ملقب به « بيگى جان » ولد دانيال اتاليق بن رحيم خان اتاليق كه در بخارا ابو الفيض خان چنگيزى را از ميانه برداشته خود سلطنت مىنمود بر بيرامعلى خان قاجار عز الدين لو كه از زمان صفويه تا اين عهد حكومت مرو با پدران ايشان بوده غالب شده او را بكشت و بند مرو را خراب كرد و امير ناصر الدين توره فرزند خود را به حكومت مأمور كرد و خود بمرد . حاجى محمد حسين خان قاجار مروزى ولد بيرامعلى خان حاكم مرو از آنجا فرار و به دربار خاقان صاحبقران آمد و متعلقين او را در يك روز به قتل رسانيدند . و امير حيدر توره برادر مهتر ناصر الدين توره قصد ناصر الدين كرد . وى نيز روى توسل به دربار معدلت مدار آورده چند نفر از رؤساى اوزبكيه و چند رأس اسب با عريضه ارسال داشت . به نواب شاهزاده محمد ولى ميرزا والى خراسان به حمايت و اعانت ناصر الدين توره احكام صادر شد .
محمد خان غليجائى افغان كه سالها پدرانش در بم و نرماشير كرمان بودند ، بعد از حكومت نواب اعتضاد الدوله ابراهيم خان عمزاده به كرمان ، وى اضطرارا به دار الخلافه آمد و ديگرباره به حكومت سيستان سرافراز شد . پس از استقلال ياغى گرديده نوروز خان قاجار عز الدين لو كه حاجب بزرگ و امير بار بود به قلعوقمع وى مأمور گرديده روانهء آن سامان شد .
و در اين سال ميرزا جعفر صافى اصفهانى شاعر نماند .
سال هزار و دويست و بيستم
نوروز خان قاجار بعد از رسيدن به حدود سيستان به دفع محمد خان افغان مبادرت جست . محمد خان بم را گذاشته به نرماشير رفت . او را محاصره كردند ، بيرون آمده جنگى كرده دو زخم برداشته به سيستان و بلوچستان گريخت و قلاع به تصرف درآمده ضميمهء كرمان گرديد .
هم در اين سال نواب شاهزادهء نايب السلطنه با ميرزا بزرگ قائم مقام به آذربايجان حركت فرمود .
و خاقان كامكار فتحعلى شاه قاجار به چمن سلطانيه نزول اجلال فرمودند .
اسماعيل خان دامغانى « 1 » با جمعى سواران به موكب شاهزادهء آزاده پيوست و نواب شاهزاده
هامش
( 1 ) - اسماعيل خان يكى از برادران چهارگانه معروف به سرداران دامغانى است . ذو الفقار خان دامغانى كه يغماى جندقى نخست در خدمت او بود ولى بعد از او كناره گرفت و او را هجو گفت فرد ارشد اين خاندان است .