الكسندر پاوليچ « 1 » پادشاه روس ، سيسيانوف معروف به ايشپخدر « 2 » را به صوب تفليس روانه نمود و تفليس را بگرفت و در رمضان اين سال بر سر گنجه تاخت و بعد از تسخير تا سه ساعت صلاى قتل عام در داد . جواد خان گنجه نيز با يك پسر خود به قتل رسيد و اهل قراباغ و ايروان نيز از بيم جان با او ابواب مدارا و استمالت گشادند . محمد خان قوانلوى قاجار والى ايروان به اغواى جعفر قلى خان دنبلى و كلبعلى خان نخجوانى با سردار روسيه درساخت .
جناب ميرزا شفيع صدر اعظم در خدمت نواب نايب السلطنة العلية العاليه با جمعى از امراء مانند سليمان خان و مهديقلى خان قوانلو و رضا قلى خان و مهديقلى خان دولو و غير هم در خارج دار الخلافه نزول اجلال فرمودند و خاقان صاحبقران به تماشاى سپاه و معسكر گردون دستگاه آمده و زره جوجى خان بن چنگيز خان را به شاهزادهء آزاده پوشيده و در دوشنبه بيست و هفتم ذى الحجه به صوب آذربايجان روانه فرموده امراى آذربايجان را به خدمت و حضور اردوى وليعهد خويش مقرر داشتند .
و در اين سال از شاهزادگان نواب احمد على ميرزا و عليرضا ميرزا « 3 » متولد گرديدند .
سال هزار و دويست و نوزدهم
در اواسط محرم اين سال خاقان صاحبقران از دار الخلافه به چمن سلطانيه نزول اجلال فرمودند و اخبار روسيه را منتظر بودند .
اما حاجى خليل خان قزوينى بعد از ورود به ممبى « 4 » در نهايت اعزاز و اكرام منزل گزيد . در ميانهء چاكران هندوستانى و ايرانى منازعتى رفت و او به اصلاح آمد . سهوا گلولهاى به وى رسيده و درگذشت و ماركويس لاردولزلى وزير دولت و فرمانفرماى هند چهار نفر كپيتان و دويست نفر صالدات مصدر اين نزاع را محبوس كرده و به توسط باليوز « 5 » بصره
هامش
( 1 ) - الكساندر پاوليچ يعنى الكساندر اول پسر امپراطور پل تزار روسيه .
( 2 ) -tsitsianovافسر گرجىنژاد كه چون بازرسinspecteurقشون بود ايرانيان او را « ايشپخدر » مىناميدند .
( 3 ) - احمد على ميرزا متولد 6 شوال 1218 از بطن و على رضا ميرزا متولد 6 ذى القعدهء 1218 .
( 4 ) - يعنى بمبئىBombay.
( 5 ) - باليوز بهمعناى عامل ، گماشته و بيشتر بهمعناى كنسول است . كلمه مأخوذ است ازBajulusلاتينى بهمعنى قيم و خاصه سفير و نيز در دربار استانبول كه به فرانسهBaileگفته مىشد و تركها اين كلمهء لاتينى را « باليوس » و ايرانيان باليوز نوشتهاند .