تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

سال هزار و صد و هشتاد و ششم

فغانعلى خان از طايفهء يوخارى باشيهء قاجار كه از همراهان خان جلادت نشان كامكار محمد حسن خان مغفور بود پس از آن سنوات در هنگام هنگامه آرائى استراباد از ركاب نصرت مأب جهانسوز شاه تخلف ورزيد و بعد ما قريه‌اى چند از قراى بلدهء استراباد را به زور و زر گرفته در فوجرد يك فرسخى شهر توقف و تاخت و تاراج مىنمود . نواب جهانسوز شاه با جمعى از ملتزمين ركاب به حوالى قلعهء او رفته و متفقين آن حضرت در جامهء خواب او را كشتند و قلعه به تصرف سركار اعلى درآمد و اموالش به غارت رفت و عيالش را به راميان آوردند . اللهقلى خان كه جوانى خوش منظر و پسر او بود عزم مقاتله نمود و پس از كروفر بسيار اسير شد . حضار خدمت جهانسوز شاه به دو مايل شدند و قتلش را مانع آمدند . جهانسوز شاه چون توسط آنها را خالى از غرض نديدند « 1 » قبول نفرمودند و به قتلش امر نمودند . مردى ملك مجنون نام از رؤساى بلوك كهسار با يكى از بندگان آن حضرت خلاف ادب كرده بود . جهانسوز شاه به گرفتن او جمعى مأمور ساخت ، او را گرفته آورده بر دارش كشيده سينه‌اش را هدف تير كينه ساختند و درگذشت . محمد خان سواد كوهى حاكم مازندران كه سابقهء خدمت با كريم خان زند داشت و در مدت چهارده سال به مازندران استقلال يافته بود از غلبه و استيلاى نواب جهانسوز شاه خائف شده به شيراز رفته در نزد كريم خان به عنايت سعايت هزار سوار از زنديه و الوار به سركردگى برز اللّه خان زند و ابواب جمعى پنج هزار نفر چريك مازندرانى و زنبوركخانه و نقاره‌خانه و علم و بارگاه مأمور به منازعه و مقابلهء نواب جهانسوز شاه گرديده با سپاهى موفور به سارى آمده عزيمت استراباد كرد . جهانسوز شاه به جانب دشت تركمان توجه فرمود و محمد خان ، حيران در جركلباد بماند . جهانسوز شاه ، كمال خان و پاينده خان افغان را با جمعى از يموت به حوالى محمد خان خفية فرستاد و با پانصد نفر از غلامان خاص ظاهرا به عزم دامغان در جنبش آمد و در نيمه راه ، عنان عزيمت به كيوسر هزار جريب پيچيد و على الصباح به قصد تسخير بلدهء سارى نهضت فرموده يك روز سه روزه را طى كرده شباهنگام قلعهء آن شهر را محاصره نمود و بر ديوار و جدار آن حصار ، نردبانها نهادند و به فراز قلعه برآمدند و نواب جهانسوز شاه با معدودى به دروازهء
هامش
( 1 ) - روضة الصفا : « امراى حضور به دو رغبت نموده بر جوانيش متأسف شدند » ! !