چل در شتافته حارس دروازه بگشود . غازيان بر در و ديوار قلعه تاختند و بر دشمن حمله بردند ، جمعى مقتول و على اصغر برادرزادهء محمد خان سواد كوهى اسير شد . محمد خان مطلع شده به طرف سارى روانه شد . طوايف افغان و تركمان از كمين برآمده او را تعاقب كردند . مرتضى قلى خان و مصطفى قلى خان به آنها ملحق و اطراف محمد خان را فروگرفته او را مقهور و اسير و در غل و زنجير كشيدند و به نواب جهانسوز شاه رسانيدند .
جهانسوز شاه به بارفروش توجه فرموده پس از اخذ مال ، محمد خان را مقتول نمود .
مهدى خان پسر محمد خان فراركرده به شيراز نزد كريم خان رفت و قضيه واگفت .
سال هزار و صد و هشتاد و هفتم
نواب آقا محمد خان بعد از استحضار از كار جهانسوز شاه از كريم خان خجل و متوهم شده به بعضى معاذير متمسك گرديده كريم خان فى الجمله ساكت شد ولى در باطن رنجيدهخاطر بود و مهدى خان پسر محمد خان سوادكوهى را بهجاى پدر به حكومت مازندران نصب كرد و عليمحمد خان زند را با پنج هزار سوار به نظم مازندران و معارضهء نواب جهانسوز شاه مأمور نمود .
نواب آقا محمد خان نوشته به برادر والاگهر فرستاده او را نصيحت و به مدارا امر نمود . از جانب كريم خان عليمحمد خان زند به مازندران رفته مهدى خان را مستقل نمود و به جانب استراباد عنان داد . نواب جهانسوز شاه در سرمحلهء انزان به منزل برادران جلالت نشان توقف داشت كه عليمحمد خان به استراباد رسيد . نواب جهانسوز شاه ارادهء مقابله و مدافعه با آن سپاه بهخاطر مبارك گذرانيد كه نصيحت و پند و نامهء نواب آقا محمد خان به مداراى باداراى زند دررسيد . جهانسوز شاه بنابر حرمت [ برادر ] والاگهر از آن اراده درگذشت و با كوكبه و جلال و خدم و عيال به زورقهائى كه حاضر داشت نشسته از راه آب به دشت قبچاق توجه فرمود . در آن وقت ميرزا على خان دولو كه حاكم استراباد بود محمد على خان زند را استقبال نمود . بعد از ورود به شهر استراباد خدمتها كرد و هديهها آورد . بعد از چندى عليمحمد خان به جانب كريم خان رفت و نواب جهانسوز شاه به راميان مراجعت فرمود و مرتضى قلى خان با عيال خود به انزان توجه نموده برآسود .
هم در آن ايام محمود آقاى قياقلوى قاجار و امامويردى آقاى يوخارى باش كه با سلسلهء جليلهء سلطان سعيد شهيد هميشه در مقام نفاق بودند و در ايام فرصت ، طريق خودسرى مىپيمودند محمود آقا در جانب شمالى شهر قريب به سياه آب بنياد قلعهاى