برادر حسين خان دولو بود با هزار سوار محاصره فرمود ، پس از رزمهاى سخت به تصرف درآمد و مهدى آقا با جمعى از دولو عرضهء صمصام انتقام شدند و اموال آن قلعه به غارت رفت . برادران حسين خان - رضا خان و رفيع خان - و پسران حسين خان از نواحى استراباد فرار كرده به عراق رفتند و عيال خود را در ورامين گذاشته به فارس شدند . دخترى از دولو كه در حبالهء نكاح نواب جهانسوز شاه بود او را مسموم كرد ولى به حكم تقدير به تدبير اطباى استراباد معالجت فرمودند .
سال هزار و صد و هشتاد و نهم
مهدى خان بن محمد خان سواد كوهى به مظاهرت جان محمد خان بلوچ با هفتصد سوار و دو هزار تفنگچى به ايالت مازندران مىپرداخت و ادعاى خونخواهى پدر خود از جهانسوز شاه مىنمود . نواب و الا با هفتصد نفر در شبى تيره عزيمت مازندران كرده از سارى به بارفروش رفته مهدى خان را در جامهء خواب فرصت جنبش و سؤال و جواب نداده اسير كرده تنبيه فرمود ، قشون زند و تفنگچيان بلوچ را از آن ولايت كوچ داده و از راه فيروز كوه روانه شدند . در عرض راه به بقاياى سپاه جهانسوز شاه برخورده دستاندازى خواستند . بعد از اخبار ، آن حضرت محمد حسين بيك بلوچ را نزد جان محمد خان فرستاده جان محمد قبول ننموده اظهار جنون كرد . نواب جهانسوز شاه فورا با معدودى بر سر آنها تاخته و جنگ درانداخته جمعى را قتيل و اسير و جان محمد خان را كمان به گردن افكنده دستگير ساخته پس از عجز و الحاح مرخص و روانهء شيراز فرمود و مهدى خان را با خود آورده به شفاعت جمعى رهائى يافت و به مازندران شد و بيارميد . و جان محمد خان بلوچ به شيراز رفت .
كريم خان با نواب آقا محمد خان و ساير قاجار خشونت آغاز نهاد و حكم نمود كه تمامى كوچ و علايق قاجاريه را از قزوين به شيراز برده باشند و زكى خان زند را با سپاهى گران از شيراز روانه به مازندران نمود و نواب حسينقلى خان ملقب به جهانسوز شاه را از حكومت دامغان و غيره معزول داشت . زكى خان روانه شد و نواب آقا محمد خان دلتنگ و ملول بماند و پس از مشاوره با امراى قاجاريه به مرقد امامزاده مير احمد بن موسى الكاظم ( ع ) رفتند . كريم خان پس از اطلاع به زيارت رفته ايشان را مطمئن ساخته بيرون آورده استمالت نمود و كلفت طرفين به الفت بدل شد .
زكى خان زند بعد از ورود به مازندران و استراباد بناى افساد گذاشته اللهويردى خان