فضايى همچو فردوس برين پاك * بهشتى ليك در معمورهء خاك 356
فكند بر سر ما سروت از كرم سايه * مبادا ز سر ما دور سايهء كرمت 209
فلك از بقا گر نشانم دهد * اجل چند روزى امانم دهد 78
فلك باد در زير فرمان شاه * دعاى ملك صرف بر جان شاه 314
فلك سنگى از كان فيروزهاش * خراج جهان خرج يك روزهاش 364
فلك كرد آغاز دور بديع * خور آمد سوى تختگاه ربيع 185
فلك گفت گردون غلام تو باد * ملك گفت عالم به كام تو باد 191
فلك ياور و بخت يار تو باد * مراد دل اندر كنار تو باد 201
قباى بقا بىكم و كاست نيست * دريغا كه بر قد كس راست نيست 58
قد بدا مشهد مولاى أنيخوا جملى * كه مشاهد شد از آن مشهدم انوار حلى 302
قدر چاكر و لطف حق يار او * خدا در دو عالم نگهدار او 396
قدر دل و پايهء جان يافتن * جز به رياضت نتوان يافتن 61 ، 291
قدرسنج اين عرصهء نه سرير * چنين كرد تقدير اين دار و گير 336
قدش باغ دينپرورى را نهال * عجبتر ز نخلى كه بندد خيال 76
قدم بر سر تخت شاهى نهاد * مشرّف شد از مقدمش آن بلاد 138
قضا با حكم شاهى همعنان باد * حريم آستانش آسمان باد 356
قضا ساخت از بعد چندين گزند * بنايى از آن كلّهها سربلند 254
قضا كار خود مىكنند بىرضا * تو بارى رضا ده به حكم قضا 388
قضا كرد جام اجل را پُر از خون * پى عشرت دشمن شاه غازى 346
قضا گر دفتر گردون گشايد * بدينسان داستانى برنيايد 395
قضا يار او چون به روز و شب است * چه غم گر عدو زين سبب در تب است 396
قفس گر بود از پى حفظ طير * ولى مرغ از آن دور افتد ز خير 128
قفسها شكستند بر مرغ روح * گشادند از فتح باب فتوح 198
قلعهء گلستان كه بود بهشت * شد بر ايشان ز دود آه كنشت 159
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 568
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٦٨