كسى كز عطش بايد او را عذاب * چه دريا كند منزل و چه سراب 165
كسى نيك بيند به هر دو سراى * كه نيكى رساند به خلق خداى 348
كشد تيغ كين شرقيان را به فرق * شفقگون كند دامن ملك شرق 345
كشد سوى تدبير راى خبير * كه تدبير دلكشتر از تيغ و تير 335
كشد هيمه بر گرد خود بىشمار * كند بر سر هيمه جاى قرار 239
كشيدند گردان به عزم رحيل * به زنجيرها كوس بر پشت پيل 258
كشيده به آهنگ نخجير صف * ز آهن بنايى روان هر طرف 203
كمان ابر و شست يلان برق تيز * همه تيرباران در آن رستخيز 133
كمانش كه ميزان عدلست و داد * به شاهين ره عدل را داد داد 184
كمان فلك خم پى تير اوست * سرانجام گيتى به تدبير اوست 106
كمان كرد از زور بازو گله * گره بر گره گشت كار چله 105
كمرى چون مجره پرگوهر * هر يكى قيمتىتر از مه و خور 355
كمندار شود رشتههاى شعاع * بُود كوته از غايت ارتفاع 147
كمين با شهاش را به روز شكار * بود طعمه از چينهدان عقار 85
كمين پايهاش ساز چرخ بلند * به گيتى نگهدارش از هر گزند 88
كند از برق تيغ ظلمتسوز * شب ما روز و روز ما نوروز 372
كند تاريكى سرما كناره * چو گردون باغ گردد پرستاره 107
كند در دم آن قوم را سربهسر * سر و تن مرصّع به تاج و كمر 115
كند صيد آهوى مُشك از خطاى * كه در بزم خاصش بود عطرساى 345
كند طرح باغى عجب دلفريب * ز هر گل چو باغ فلك ديده زيب 77
كند فيض سحابى زنده مرده * به طبعش مىرسد دهر فسرده 107
كند گاه ظلم و كشد گه و بال * نه انديشد از حاكم ذو الجلال 337
كند هر زمان در تنى روزنى * ز هر روز نى جان برد از تنى 342
كند يكبهيك را از آنسان به بند * كه گردد ز عمر ابد بهرهمند 181
كنون چون درآيند يكسر به دست * نخواهد بر آن فرقه اصلا شكست 115
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٧٠