عطارد خطى داده در بندگى * كه فرموده شاهش نويسندگى 184
عقابان پريدند از آشيان * چو برخاست زه از كمان كيان 196
عقابان در عقوبت راهپيماى * شتابان اوجگرد و چرخفرساى 253
عقابان فولادمنقار چست * به هر سو پريده ز شست درست 111
عقاب خدنگ از كمان تيزپر * كه چون عقل سازد نشيمن ز سر 235
عقاب خدنگش به نيروى بال * كند تنگ بر نسر طاير مجال 85
عقار از عزم لاچين رم نكرده * غمش جز از بنى آدم نكرده 253
عقل نظارهء اوجش اگر انديشه كند * بىگمان از سر انديشه فتد دستارش 219
عَلَم چون ز بسم اللّه افراختى * مُزَيّن به ثوب ثنا ساختى 74
علمدار چون صبح صادقنفس * علم جانب يزد برد از طبس 243
علمدار شاهى علم برفراشت * جهان چتر اقبال بر سر فراشت 149
علم و مهچهاش عيان از دور * شجر موسوى و آتش طور 355
على بود آن نازنين را علَم * كه رانده قضا بر علوَّش قلم 33
عمرها راه بيابان وفا پيمودم * تا دمى در قدمت از همهغم آسودم 298
عنان داده در دست نصرت قرار * شدند از پى غزو يكسر سوار 129
عنان دارى مركب تيزرو * به دست هزيمت شدش در گرو 136
عنان در عنان لشكر شهريار * روان شد به تاييد حق زان ديار 205
عنان عزيمت كشد سوى كين * تُهى سازد از خصم روى زمين 106
عنانگردان شدند از ره دليران * به سوى شيريان مانند شيران 121
عوان مقرر فن بدسگال * به عون عنايت شده پايمال 390
عيان روغن از قليهء زنگى ز دور * چنان كز سواد شب قدر نور 213
عيان شد در آن كوه گردوننشان * عجب رهروى راست چون كهكشان 280
عيان كرد بر لشكر شهريار * نسيم ظفر كار باد بهار 171
عيان گشت بر شاه حيدروقار * رُخ فتح از آينهء ذو الفقار 135
عيب نبود چو خوانيش بالفرض * جنّة عرضها السّماء و الارض 250
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 566
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٦٦