شهنشاه دينپرور حقپرست * چو آورد بر قلب دشمن شكست 171
شهنشاه ديندار با تخت و تاج * كه از تاج و تختش برد دين رواج 175
شهنشاهى كه پوشانيد بىعون * به حكم كن لباس خلق در كون 286
شهنشه چو جان لشكرى همچو جسم * چو گنجى كه باشد نهان در طلسم 195
شهنشه چو فارغ شد از دار و گير * سوى تخت افكند عزمش مسير 137
شهنشه كه راهى چنين پيش برد * به اثبات فرزندى خويش برد 118
صبا خاطر سبزه [ شست ] از غبار * هوا در عوض كرد شبنم نثار 203
صبا خندان و بلبل نغمهپرداز * براى تهنيت مرغان همآواز 252
صبا كرد در اعتدال اهتمام * مشام جهان بارزست از زكام 185
صبح بر شاه مهر كرد عيان * در پس پرده هرچه داشت نهان 109
صراحى اين همه روشندلى از آن دارد * كه هرچه در دل او هست بر زبان دارد 251
صغير و كبيرش به آيين جنگ * گرفته كمان و كشيده خدنگ 222
صفآراى اين لشكر بىكران * به ميدان حكمش دو صف انس و جان 74
صفاى ساحتش نور دو ديده * هواى جنّتش مشك خميده 232
صفاى صفوت رويت بريخت آب بهار * هواى جنّت كويت ببيخت مُشك تتار 8
صف لشكرى كرد هر كوه و دشت * بسان افق آنچنان حلقه گشت 182
صفير درش روز و شب در نداست * كه اى اهل امّيد حاجت رواست 76
صفير نفير قيامتخروش * تهى كرد مغز خرد را ز هوش 190
صفير نفير و دم كره ناى * بيفكند بنيان طاقت ز جاى 278
صلاى باده زد شاه ملكذات * بيا ساقى كه فى التاخير آفات 305
صلوة و سلام نبى ياد كن * دل لشكر و لشكرى شاد كن 74
صورتش آبخور ز عين صفا * باطنش همچو شهد فيه شفا 353
صورتش سرو سايهپرور ملك * سايهافكن هميشه بر سر ملك 355
صيد از بس كه به پشت آوردند * پشتهها سر به فلك بركردند 262
صيديان جانب خرگاه شدند * صيدآور به سوى شاه شدند 262
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 564
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٦٤