ز اقبال او عالمى شادكام * الى مبعث قام يوم القيام 255
ز اقبال اين گلبن نو نهاد * كه باغ نبى را بود خانهزاد 77
ز اقبال شاهنشه نامدار * شد آن شهر ثانى دار القرار 206
ز اقبال شه فرخندهآثار * مسخر شد چنان ملكى به يك بار 305
ز اكرام دارى بر اين عقد گوش * ز دُرّ سازى آويزهء گوش هوش 201
ز الفاظ خوش لشكر سر كند * به ملكى چنان عرض لشكر كند 287
ز الوند شد جانب اصفهان * سياهى لشكر جهان تا جهان 203
زان پيش كه از افق عيان گردد مهر * از عكس رُخش نور برد اوج سپهر 13
ز انديشه ايمن تهى از هراس * فكنده به بر آسمانگون لباس 147
ز انديشه شيرگير دلير * برون رفت از بيشهء خويش شير 38
ز انديشه فارغ تهى از هراس * به آئين مردى برون از قياس 283
ز انعامش جهان معمور بادا * ز بذلش تنگدستى دور بادا 216
زان نگنجيد در جهان ستُرگ * كه جهان خُرد بود و مرد بزرگ 345
ز انوار آن مهر عالمفروز * شب تيرهدل شد مبدّل به روز 77
ز انوار عدلش چراغ ظلام * مصون از خلل تا به روز قيام 184
ز اوج جهانبانى و عزّ و ناز * به مغرب نهان گشت خورشيد باز 308
ز اوج شرع شد ابرى گُهرريز * فرو شست از جهان احكام چنگيز 350
ز اوج فلك توپ سنگين عمود * بر آن سر كه آرد فلك را فرود 235
ز اوّل بدانسان جسارت كنند * بسى را از اين خيل غارت كنند 115
ز ايزد كه وصفش بود منتقم * نباشد عطايى برو منهدم 240
ز ايزد همه كام دل حاصلش * خوشآيندهتر منزل از منزلش 295
ز باد از فلك يافتى ياورى * كشيدى به چشم مه و مشترى 243
ز باد دى نهان شد مردم چشم * درون پنبه همچون پنبهدانه 319
ز بالا چو آيد قضا و قدر * به ويرانى فرقه راهبر 165
زبان چون گشايد بهر سرزنش * نشد هر طرف دشمنى بدمنش 342
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 553
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٥٣