درين پرده ادراك را راه نيست * كس از راز اين پرده آگاه نيست 74
درين سفرهخوانى كشم بر ملا * كه باشد به معنى جهان را صلا 78
درين ظرف شَكرفشانى كنم * وزين حرف شيرينزبانى كنم 78
درين موجزن بحر سيمابهكون * خرد شد به غوص سخن رهنمون 70
درين موطن اگر شاهى اگر مير * كه آخر حكم ايزد گويدت مير 316
درين نامه چون كلك معنىطراز * دهن از براى سخن كرد باز 71
درين وحشتسراى وحشىآرام * چنين صيدى نشد بهرام را رام 395
درين وقت لاف كمال از كجا * تمناى هر قيل و قال از كجا 72
دست از جنگ و حرب افشاندند * جنگجويى به يك طرف ماندند 143
دعاهاى فتحش نكردند رد * ز نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ رسيدش مدد 140
دعايى در صداقت صبح ثانى * ثنايى در وفا صادقمبانى 90
دگر آن امام محمّد علم * كه وصفش نيايد ز حَد قلم 76
دگر آن به علم لدن اوستاد * كه دين را به دانش اساسى نهاد 75
دگر آن حسينى امام زمن * كه بودى در اتمام خلق حسَن 75
دگر آنكه ارثش بود صفدرى * سپهدار لشكر شه عسكرى 76
دگر آنكه دين را توقر ازوست * علوم يقين را تبقّر ازوست 75
دگر آن مه آسمان قبول * كه امّ الائمّه است و بنت الرسول 75
دگر باره داد از خدا آگهى * نداى علىّ ولىّ اللهى 175
دگر باره شاهنشه ارجمند * در آن خطه رحل اقامت فكند 183
دگر چشم رحمت برو باز كرد * كه در پاى شاهش سرافراز كرد 136
دگر روى برتابد از حكم شاه * به جهل و ضلالت شود رو به راه 270
دگر شاه لشكر گه پردلى * علىِ حسينِ علىِّ ولى 75
دگر شاه مسند گه ارتضا * علىّ رضا نخبهء مرتضى 76
دگر گويى خطا اصلا خطا نيست * كز آنسان نقش و صورت هيچجا نيست 208
دگر مهبط نور علم خداى * علىّ نقى شاه پاكيزهراى 76
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 549
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٤٩