در آن حشرگه نوك خارى نبود * كه پهلوى آن نيزهدارى نبود 397
در آن خطه چندان توقّف نداشت * كه رايت به سوى صفاهان فراشت 243
در آن دم چو نوبت به سرنا رسيد * فغان تا سر كوه دُرنا رسيد 278
در آن رزمگه خنجر كينهجوى * كه بودى به خونريز در گفتوگوى 137
در آن روز چون شاه با دين و داد * كمان كيانى كشيد و گشاد 104
در آن شهر يك چند منزل گرفت * ولى عيش بىحد چو شد دل گرفت 205
در آن صحن هر صف چو شد بىدرنگ * ز نعمت چو قوس قزح رنگرنگ 214
در آن طيّار يا بى هرچه خواهى * ز مرغ كرده بريان تا به ماهى 208
در آن عرصه از برق رخشنده تيغ * فتاد آتشى هر طرف بىدريغ 134
در آن قلزم مرگ و بحر بلا * كه شد موجخيز بلا بر ملا 278
در آن كشور از نيزهء طعنكوش * به هر سوى شد سربلندى خموش 134
در آن منزل به عيش و خرمى شاه * بر اوج مهر برزد سقف خرگاه 232
در آن موجزن بحر مردمربا * نه بيگانه پيدا و نى آشنا 269
در آن هركس كه باشد تابع اوست * فلك مجموع را از سر كشد پوست 223
در آن هموار دشت ديوپيماى * ز بسيارى چنان شد نيزه بر پاى 398
در آن هيمه افتد شرار از پرش * رود دود مردن از آن بر سرش 239
درآورد چون كرد قطع سخن * زبان سخنپرورى در دهن 137
درآورد خوان دگر ميوهدار * به سرسبزى و خرّمى چون بهار 214
در آيينهء دين غبارى كه بود * هلالش به آيين صيقل زدود 175
درا با دل پاك همچون حباب * بده خويش را بىتكلّف به آب 71
در اثناى آن شاه گردونمقام * چو مهر فلك آمد اندر خرام 190
در اثناى اين نسخه نه ورق * كه راز جهان مىكند برطبق 329
در اثناى ره كرده طرح شكار * در و دشت ره گشته ميدان كار 206
در احكام از آن روى كرد اين رقم * كز افلاك نورى برآرد علم 46
در ادراك معنى دليرى نماند * بدن را به جز ضعف پيرى نماند 72
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 547
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٤٧