به منقارها ز هر قاتل همه * چو تير قضايى مقابل همه 196
به مهميز آتشصفت صبح و شام * سمند سمندرصفت تيزگام 206
به ميدان ز بس سرزنشها كه كرد * زبان و سر نيزه آمد به درد 56
به ميدان كاغذ ز افراد حرف * سوادى نما از سپاه شگرف 73
به ناخن ز محصول بيگانهاى * مگر مور در شب كشد دانهاى 122
به نور و صفا دار باطن منير * به عزّ و بقا دار دايم سرير 155
به وقت زوالش هلال ركاب * تهى گشت از پنجهء آفتاب 138
به هر بيشهاى كه افتد او را گذر * در آن بيشه نى مه كند ره نه خور 307
به هرجا برد چتر گردونطراز * كند از افق تا افق ملك باز 322
به هرجا دمى شاه منزل گزيد * كسى ديگر آنجا غم دل نديد 295
به هرجا عزيمت كند چتر شاه * خدا سايهسان داردش در پناه 367
به هرجا كند عزم اقبال كيش * روان باد آثار فتحش ز پيش 345
به هرجا كه آمد فروز آسمان * از آن سرزمين سيل خون شد روان 133
به هرجا كه رايت شود راهبر * فلك رايت افرازدش از ظفر 326
به هرجانب از بختى پرشكوه * قيامت عيان شد ز رفتار كوه 330
به هرجانب از تيغ لبتشنهاى * زبان رانده هر سو به خون دشنهاى 53
به هرجانب رود با فتح و اقبال * سر دشمن شود بىشبهه پامال 107
به هر حالتى پردهپوشى به است * ز بيهوده گفتن خموشى به است 74
به هر حيلهاى تن شده راهبر * كه شايد سبك آيد از بار سر 343
به هر خردهدان مىرساند نويدى * كه يك دم به اين سو بيا و بياسا 120
به هر خنگ افكنده از بهر جنگ * شب و روز بر گستوان پلنگ 53
به هر خيمهاى شمع در اشتعال * به صورت چو فانوسهاى خيال 95
به هر زمين كه چو آب حيات بخرامى * دهان مرده به زير زمين پر آب شود 362
به هر سو پى غزو لشكر كشد * ز پا افكند هركه را سر كشد 77
به هر سوره بسم اللّه آمد عيان * از آن گشت محراب شيرين زبان 175
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٣٢