پا برجايم كوهصفت وقت نبرد * مردن بود از گريز بهتر بر مرد 132
پدر او ز نسبت اجداد * من على لكل قوم هاد 44
پدرش تا على صفى و ولى * مادر او خديجه بنت على 44
پرد چون مرغ دولت ز آشيانه * نگردد باز ز افسون و فسانه 192
پريدند مرغان تير از دو صف * نه افسوسشان در دل و نى اسف 42
پس آن به كه آنسان زيد نكتهدان * كه در خير نامش بود جاودان 58
پس آنكه بىحذر از زيد و از عمرو * برد پيوسته فرمان اولى الامر 116
پس از عرض دعا گر شاه ديندار * شود ما را به مهر خود خريدار 90
پس از فتح شاهنشه ارجمند * برانگيخت بر عزم رفتن سمند 279
پس از فتح و غنيمت شاه ديندار * چو مهر آمد به سوى صفهء بار 101
پس از نعت رسول و آل و عترت * كزيشان گشت دين خالى ز فترت 90
پس پردهء غيب شد پَردگى * به حورا درآموخت نوبَردگى 33
پس در آن مشهد از سر اعزاز * روى اخلاص نِه به خاك نياز 86
پسر را نشانيد بر جاى خويش * به او داد آيين آباى خويش 33
پشته از كشته ز بس رفعت يافت * پشت ماهى شكم ماه شكافت 262
صفاى كينهء ديرينه كرده * پلنگ از خرس قطع كينه كرده 253
پى اصلش شكاف سينهء خاك * سر قدرش مدار سقف افلاك 257
پى اهل عبرت به اميد و بيم * خط مستوى و ره مستقيم 139
پير صاحبخبرت صادقخبر * گفت اذا جاء القضا عمى البصر 385
پيرى ديدم سرّ آلهى مىگفت * پيوسته ز ماه تا به ماهى مىگفت 16
پيرى ديدم كه زير اين چرخ كبود * چون او دگرى ز بود خود پاك نبود 16
پى شب رفتن احباب بىقيل * كشيده چشم اعداء را شُهب ميل 95
پيش دكان بسان حوض و حباب * طاسها پر ز ميوهء سيراب 354
پى طبخ فكر حوائج نمود * سر كيسهء نقد رايج گشود 244
پى عشرت افكند طرح رفيع * چو اين گنبد لاجوردى بديع 184
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 534
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٣٤