به سرپنجهء مردى و زوردست * ازو در سر و دست وحشى شكست 307
به سرپنجهء مردى و ضرب تير * دليران فتادند در دار و گير 197
به سرعت چو باد و به حدّت چو برق * به تن جوشن و خود زرّين به فرق 283
به سرعت روان چون قضا و قدر * اجل هر دو را سوى هم راهبر 341
به سر نيزهء جهد و تيغ جهاد * فشانيم نور غزا در بلاد 87
به سعى جميل شه بىعديل * سراسر چو مهمانسراى خليل 213
به سنگ آن بنا را فرو ريختند * خزف ريزه با خاك آميختند 239
بهشتى ز نعمت شد آراسته * در آن سربهسر آنچه دل خواسته 213
بهشتى طبقها چو مهر منير * نهاده پر از نعمت دلپذير 246
به شمشير خونريز و تيغ نبرد * جدا شد به يك حمله نامرد و مرد 275
به صيدافكنى طعمه خوردى دلير * سگ از سينه ببر و پهلوى شير 182
به صيد برّه در عزم تك و تاز * شكار گاو كوهى كرده آغاز 252
به ظاهر چو صوفىوشان زرد و فام * ز شيرنيش كار باطن تمام 213
به ظاهر صورتش از جنس آدم * به معنى خلقتش از روح اعظم 48
به عالم نمود از قيامت مثال * كه شد پشم منقوش جسم جبال 280
به عرض شه رسانيدم ز آغاز * به فرّ بندگى گشتم سرافراز 90
به عزّت چنان سرفرازش كند * كز اقبال و دولت طرازش كند 145
به عزّ سرمد و اقبال جاويد * جهانافروز ماهى رشك خورشيد 48
به عزمى كه هر سو نمايد گذار * تهى سازد از خصم شهر و ديار 279
به عكسش برآيد اگر آفتاب * شود پنجهء دولتش پنجهتاب 77
به فرض ار شود لعل و گوهر جبال * به سايل دهد دست او بىسؤال 328
به فرمان خاقان با داد و دين * تهى گشت و پر سطح زين و زمين 226
به فرمانروايى نهد تخت و گاه * به گردون كشد قبهء بارگاه 336
به فرمان شاهنشه ارجمند * فكندند بر گستوان بر سمند 149
به فرمان شاهنشه دينپناه * درآمد گروهى ز لشكر به راه 141
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 530
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٣٠