پى ييلاق هركس جُسته منزل * ز آسيب سفر وارسته خوشدل 101
تا بود شير چرخ صيدافكن * حمل و جدى صيد لاغر تن 371
تا به امداد همّت اجداد * پا نهى بر فراز تخت مراد 86
تاج و دستار آن همايونچهر * شعله شمع موم و پرتو مهر 355
تا خيال خاك پايش را نمودم جا به چشم * ديده را از كحل بينايى منوّر ساختم 296
تا ز نور غيب روشن گشت مهر عارضت * نوّرت ابصار ناعن نوره فيما بدا 304
تا كنند از تو خلق آسايش * موسم بخشش است و بخشايش 159
تحقيق شد به ماه محرم كه رفته است * در ماه روزه تشنه سوى روضهء جنان 388
تدبير كار خويش نيايد ز آدمى * بيچاره مبتلاى قضاهاى مبرم است 385
ترا خواهم اى حاكم اهل هوش * كه دارى بر اين قصّه گهگاه گوش 181
ترا رسد كه به ظلّ اللهى كنند خطاب * كه روشنى برد از سايه تو مهر منير 179
ترا گر نشان باشد از بخردان * مشو يك نفس همنشين با بدان 100
ترا لطف دادار پرمايه باد * لواى ترا فتح در سايه باد 82
ترشرنگ چون چين ابروى يار * چو دشنام شيرينلبان خوشگوار 213
تركيب پيالهاى كه درهم پيوست * بشكستن آن روا نمىدارد مست 238 ، 383
تطيّر به قول پيمبر بد است * تفأل ولى شيوهء بخرد است 166
تعالى اين است اقدار و حكم * حكيمان درين حكم صُمّاند و بُكم 130
تفسير إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ كرد * در يك دو نفس عالِيَها سافِلَها * 236 ، 321
تك خندقش قعر دريا شده * سربارهاش آسمانسا شده 147
تكيه بر تقوى و دانش در طريقت كافريست * راهرو گر صد هنر دارد توكّل بايدش 62
تمام كلامش عليه السّلام * چو قول نبى هست خير الكلام 75
تن از تيغ و خنجر به خاك اوفتاد * سر اندر مغاك هلاك اوفتاد 198
تن خصم چندانكه خاكش بود * دل از گرد انديشه پاكش بود 254
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 535
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٣٥