ببين گر ترا عقل و دين رهبرست * جمالى كه آن نور را مظهرست 76
بتابد در آفاق آن تاب نور * بر افاقيان تا به روز نشور 234
بتان سيمساق سادهغبغب * چو مه طالع ز برج حسن هر شب 217
به حمد اللّه اى چرخ عالىنهاد * كه ديدم ز لطفت ظفر بر مراد 201
به حمد اللّه اى چرخ مردمشناس * كه بر دين نهادى دگر بار اساس 175
به حمد اللّه اى دل كه آمد ز ايزد * به اهل جهان مژدهء كارسازى 346
به حمد اللّه اى كلك فرخندهفر * كه حكم تو شد نقشبند صور 45
به حمد اللّه اى كلك مشكينرقم * كه بُردى به گردون دگر ره علم 230
به حمد اللّه كه از نيروى اقبال * دگر اسلام را فرخنده شد فال 112
بخارى را ز افشان شراره * فلك ديدى سپهرى پرستاره 177
بدار از كمين حوادث نگاه * بسى سال در ظل اقبال شاه 129
بدانسان دهد زيب هر داستان * كز انصاف بينند اگر راستان 71
بدانسان كز آنها يكى از هزار * نگنجد در اوراق ليل و نهار 230
بدانسان گشت مى را تيز بازار * كه صوفى را گرو شد كفش و دستار 208
بدانست لايق كه دور سپهر * دهد آبش از چشمهء ماه و مهر 145
بدانگونه شد آن بنا سربلند * كه سرسايه بر هفت كشور فكند 139
بدل چون ملك باد عالم درخش * به تن چون فلك خرّم و ميوهبخش 259
بدل شد در آن ابر ظلمتدرخش * ز باران و قوس قزح تير و تخش 389
بده بهره از عمر و اقبال چندان * كه قاصر بود عقل [ ها ] از حسابش 246
بده روز او را پى شرع و دين * قرار شهور و مدار سنين 140
بدينسان رام شير شرزه با گور * ز گرگ تلخ آهو بره بىشور 253
بدينگونه فصل شتا شد تمام * ز اقبال شاهنشه نيكنام 271
بر آتش دل گر نزدى چشمم آب * گشتى جسمم ز آتش جانسوز كباب 248
برآراسته چهرهء آش ترش * ربوده ز صفراييان عقل و هُش 213
برآراسته لطف پروردگار * ز اقبال و دولت يمين و يسار 396
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 523
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٢٣