الهى به آن ذات عالىسرشت * كه خلقش دهد بوى باغ بهشت 206
الهى به آن شاه عالىنژاد * كه بر دست او يافت خيبر گشاد 230
الهى به آن گلبن باغ جُود * كزو يافت جانها شميم وجود 258
الهى به اعزاز آل بتول * سرافراز شاهان ملك قبول 279
الهى به اعزاز آن پنج تن * كه بر آل او باد ختم ز من 323
الهى به اعزاز صدر رسل * كه هاديست بر حق به خير سُبُل 314
الهى به اقبال خير رسل * كه آمد درش قبلهء جزو و كلّ 271
الهى به اقبال هر مقبلى * كه از لطف او يافت شادى دلى 295
الهى به انوار لطف إله * كه او شد مدار سفيد و سياه 308
الهى به حق نبى قريش * به عزّ وصى والى رزم و جيش 140
الهى به ذاتت كه هستى ازوست * جهان را بلندى و پستى ازوست 240
الهى به ذاتى كه قصر سپهر * كه روشن شد از مشعل ماه و مهر 184
الهى به سرّ دل آن رسول * كه بودش ز بطحا به يثرب نزول 233
الهى به سرّى كه بىكيف و كم * بود بر نبى كشف و بر آل هم 210
الهى به شاهى كه بىشك و ريب * به او رام شد وحش صحراى غيب 254
الهى به شاهى كه نقش كرم * به نامش بود همچو مهر درم 328
الهى تا ابد عيشش قرين باد * به داد و عدل و دولت همنشين باد 101
الهى تا بود اين سير منظر * ز مهر خود به گيتى ذرّهپرور 350
الهى تا بود ايوان افلاك * به رفعت سايهافكن بر سر خاك 356
الهى تا بود رسم شب و روز * خور از تاريكى شب نورافروز 112
الهى تا به دنيا كسب دين است * فلك را مرزع احسان زمينست 305
الهى تا به مهمانخانهء دهر * بود اهل صفا را از بقا بهر 216
الهى تا فلك را شيوه دورست * گهى لطفست كارش گاه جورست 286
الهى تو اين شاه با عدل و داد * كه دينپرورى مىكند در جهاد 88
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 520
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٢٠