فهرست اشعار فارسى
آب آن خوشگوار و خاكش پاك * آب جانبخش و خاك آن ترياك 250
آب او از لطافت آب حيات * ليك خالى ز محنت ظلمات 102
آب به عالم نماند از اثر انجماد * يا به سه عنصر گرفت اصل عناصر قرار 84
آبى است ولى صفايش از آب فزون * خورشيدصفت نور وى از عقل برون 261
آفتاب از اوج نخلش مايهاى * ظل ممدود از ظلالش سايهاى 259
آمد به برج عاشقان ماه مبارك منزلت * اى ماه مهرافروز من بادا مبارك منزلت 39
آنچنانش هوا لطيفاثر * كز بقا داده چون بهشت خبر 102
آنچنانى در شبافروزى كه در صبح ازل * روز هستى را شد از سيماى رويت ابتدا 304
آن دو كس چون پاى از سر ساختند * خويش را در قعر چاه انداختند 293
آن را كه همه گريز شد خصلت و خوى * در خيل دلاوران ازو نام مگوى 113
آنم كه به نام و نَسَبَم از همه فرد * حفظ نسب خويش و حسب خواهم كرد 131
آويخته صرصر از دم او * بگريخته آذر از سُم او 343
آهو و شير و ببر و گور و گوزن * هريك از ديگرى فزون در وزن 371
آيين خلاف تو عدو را رسد آن * هرچند كه باشد همهبين و همهدان 186
اجل تيز تك كرد آهو ز فارس * كه در اصفهان زو كند طعمه بارس 254