قدم بيان نتواند نهاد علمها به اوج ثريا افراخته و از ميخ [ 246 ] موزه تا ميل خود ، خود را ساكن مسكن فولاد و معدن آهن ساخته به كرّ و فرّ هرچه تمامتر تكاور به ميدان راندند .
و تيراندازان تيز شست طرفهدست را ، پيش روى خود در پس ديوار ارّابه و چتر نشاند .
تخشاندازان بىخطا مجرىهاى مجرّهنما بر فلك افراشته عطارد را به تكليف مريخ صفت جهت خونريز در قوس بازداشته ميدان محاربه را بياراستند . و به كين لشكر اسلام از زمين كمين به اقدام انتقام برخاست . حضرت شاه در پناه خالق جزو و كلّ به روح مطهّر افضل رسل توسّل جسته قول را به يمن قدوم مبارك زينت فزود و امراى ملكآراى را به روزان
« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا »
« 1 » تعيين مواقف فرمود .
بيت
شهنشه چو جان لشكرى همچو جسم * چو گنجى كه باشد نهان در طلسم
عابدين بيك تواچى كه شير بيشهء هيجا و نهنگ درياى وقار و وغا بود و به يمن تربيت سلطان حيدرى در هر لشكر صفدرى مىنمود :
بيت
به آيين مردى و مردانگى * به تمكين ادراك و فرزانگى
ميمنه را به يمن قدوم ميمنتنشان ساخت . و لله بيك و خليفة الخلفا كه نبردآزمايان معارك حقيقت و وفا بودند اعلام صفآراى در جانب ميسره افراختند . عابدين بيك از جانب راست در فكر جگردارى و لله بيك از جانب چپ در انديشهء دلاورى و تيغگذارى و باقى امراى كشورگشاى عدوبند فارغ از دغدغهء [ 247 ] آسيب و گزند در ظل دولت ابدپيوند ، خرّم و خرسند داد پردلى داده دست به تيغ آبدار برده منتظر طوفان پيكار ايستاده از اين جانب فغان نفير نظارگيان جمال منير شاه خورشيدنظير را صفير
« فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ »
« 2 » به گوش رسانيده و از آن طرف فرياد و افسوس نقاره و كوس
هامش
( 1 ) . النّباء ( 78 ) ، آيهء 38 . « روزى كه روح و فرشتگان به صف مىايستند » .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 78 . « چه مولايى نيكو و چه ياورى نيكو » .